
معاد شناسی ج3
کتاب شریف «معاد شناسی» از آثار نفیس علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه میباشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانیهای ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده میشود. محوریت این ابحاث روی «باطنبودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایهگذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذیقیمت فرامیخواند. در جلد سوم از این مجموعه پیرامون «ارتباط عالم ماده با عوالم ملکوتی، خصوصاً عالم برزخ» سخن بهمیان آمده است. اهم مباحث این مجلّد: • بقای استکبار مانع از وصول به حقائق • روحیۀ مقدّسمآبی ناشی از استکبار و خودپسندی است • گشایش قبر مؤمن، تابع نورِ چشم معنوی اوست • علت عدم رجوع اهل برزخ به دنیا • امید عفو برای مستضعفینی که راه وصول به حقائق را ندارند • وجوب هجرت به دارالإسلام و حرمت سکونت در بلاد کفر • عقاب دائمی، اختصاص به مکذّبین دارد • کیفیت ارتباطِ عالم برزخ با عالمِ طبع و قبر • سیر تکاملی موجودات مادّیّه به موجودات مجرّده • تأثیر اسماء الهیه در امور تکوینی • علل فشار قبر • نزول ارواح به دنیا به صورت پرنده، از باب تمثیل است • گوشمالیِ مؤمنینِ گناهکار در برزخ • تجسّم مَلَکاتِ انسان در قبر • تجسّم ولایت به نیکوترین صورت در عالم قبر • ملکوت برزخی انسان، در برزخ با او قرین است
معاد شناسی ج3
253و در «تذكرة الخواصّ» گوید: أحمد بن حنبل در «فضائل» گوید: رسول خدا فرمود:
یا عَلِىُّ! أ تَدْرِى مَنْ أَشْقَى الْأَوَّلِینَ وَ الْأَخِرِینَ؟ قُلْتُ: اللهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ.
قَالَ: مَنْ یخْضِبُ هَذِهِ مِنْ هَذِهِ؛ یعْنِى لِحْیتَهُ مِنْ هَامَتِهِ.1
«اى علىّ! آیا میدانى شقىترین اوّلین و آخرین كیست؟
گفتم: خدا و رسول داناترند.
فرمود: كسى كه این را از این خضاب كند؛ یعنى محاسنش را از خون سرش».
قالَ الزُّهْرىُّ: کانَ أمیرُ الْمُؤْمِنینَ عَلَیهِ السَّلامُ یسْتَبْطِئُ الْقاتِلَ، فَیقولُ: مَتَى یبْعَثُ أَشْقَاهَا!2
«زُهْرىّ مىگفت: حال أمیر المؤمنین علیه السّلام چنین بود كه قیام قاتل خود را براى شهادت كُند و بَطىء مىیافت و میفرمود: چه موقع شقىترین امّت قیام میكند براى شهادت من!»
و جماعتى از وافدین خوارج از اهل بصره به كوفه وارد شدند، و در میان آنان مردى بود به نام جُعد بن نَعْجَة، و رو به أمیر المؤمنین كرده و گفت: یا علىُّ! اتَّقِ اللهَ فَإنَّكَ مَیتٌ. «اى علىّ! تقواى خدا پیشه دار، تو خواهى مُرد».
- «تذکره» سبط ابن جوزى، طبع سنگى، ص ١٠٠؛ و «بحار الانوار» ج ٤٢، ص ١٩٥
- «تذکرة الخواصّ» ص ١٠٠؛ و «بحار الانوار» ج ٤٢، ص ١٩٥
