
معاد شناسی ج2
کتاب شریف «معاد شناسی» از آثار نفیس علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه میباشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانیهای ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده میشود. محوریت این ابحاث روی «باطنبودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایهگذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذیقیمت فرامیخواند. در جلد دوم از این مجموعه پیرامون «تمایزات عالم طبع، برزخ و قیامت» و «حضور ملکوتی اشیاء در عوالم بالا» سخن بهمیان آمده است. اهم مباحث این مجلّد: • اساس دستورات دین بر تعبد است • بیفائده بودن توبه در حال نزول عذاب • بر مستضعفین عذاب نیست • کیفیت تجلی صفات خدا در اولیایخدا • لازمۀ پیروی از اولیایخدا لحوق به آنهاست • اولیاء خدا ترس و اندوه و سکرات مرگ ندارند • کیفیت تجلّیِ صفات خدا در اولیاء خدا • الحاق مؤمنان به اولیای خدا، و منکران به اولیای شیطان • در حال تجرّد و مرگ، هر کدام از زشتیها و خوبیها به اصل خود میروند • ابتلائات دنیوی کفارۀ گناه مؤمن • تمایزات عالم طبع و برزخ و قیامت • تجرّد عالم خیال • کردار انسان در دنیا، به واسطۀ اتّحادِ بدن با صورت مثالی است • در برزخ، سؤال با باطن است و امکان دروغ نیست • در برزخ، انسان و اعمال او با صورت ملکوتی جلوه دارند
معاد شناسی ج2
11كلام رسول خدا را نپذیرفتهاى؛ بلكه فهم خود را قبول كردهاى و اتّكاء به نفس و فهم خود داشتهاى.
بنابراین، از سرّ پیغمبر و قلب پیغمبر نیرو نگرفتهاى و از بوى عطر علوم باطنیه چیزى بمشام جان تو نرسیده است.
امّا كسى كه از پیغمبر پیروى میكند و معتقد است كه آن رجل الهى كه دلش به عالم بالا ارتباط دارد، هر چه مىگوید راست و عین واقع است، بفهمم یا نفهمم؛ او پیشرفت میكند و از باطن پیامبر الهام میگیرد.
و لذا اساس دستورات دین بر تعبّد است؛ حتّى اگر آن مطالبى كه انسان فلسفه و حكمتش را هم میداند اگر آنها را از پیامبران بعنوان تعبّد بگیرد و بپذیرد، براى او بهتر است.
اصولًا مكتب پیامبران مكتب گرایش بسوى حقائق و استفاضه از عالم باطن و غیب، و دعوت بسوى واقعیات است. و بر اساس بیرون شدن از خودى و نفس و پیوستن و گرویدن به خدا و حقّ است.
و اگر قرار بشود كه تمام علوم انبیاء را انسان با علوم و فكر و سلیقه خود اندازه گیرى كند و آنچه را كه مىپسندد قبول كند و آنچه را كه نمىپسندد قبول نكند، واویلا.
تمام افراد بشر به تعداد خود داراى سلیقه و روش و انگیزه و فكر هستند؛ بنابراین باید به اندازه تعداد افكار آنها كه به اندازه تعداد افراد آنهاست، فلسفههائى مختلف كه با أفهام هر یك یك از آنها موافقت داشته باشد در دسترس آنها قرار داد؛ و این محال است.
