اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج18

0
اعتقادات

جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیه‌السلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنی‌امیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیه‌السلام  • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیه‌السلام  • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیه‌السلام با مُلحدین  • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمی‌‌گویند  • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است  • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره  • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید  • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنی‌امیّه خصوصاً معاویه  • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنی‌امیه  • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام  • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعب‌الأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها  • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه

امام شناسی ج18

92
  • نمى‌نماید و امتداد نمى‌یابد تا تمام عالم را فرا بگیرد، بلكه در بعضى از اوقات پیدا مى‌شود، و در بعضى احیان پدیدار مى‌شود و پس از آن بدون درنگى از میان برداشته مى‌شود!؟

  • آفات تكوینى براى تأدیب بشر است‌

  •  آیا نمى‌بینى جهان از آن حوادث عظیم مصون و محفوظ مى‌باشد، آن حوادثى كه اگر یكى از آنها پیدا شود هلاكت و نیستى دنیا حتمى خواهد بود، و فقط در برخى زمانها بدین آفات یسیره نیشى مى‌زند تا مردم را تأدیب كند و به راه راست آورد. و علاوه، این آفتها نیز دوام پیدا نمى‌كند، بلكه همین كه مردم ناامید شدند بلا بر مى‌گردد و اثرى از آن نمى‌ماند. بنابر این وقوع بَلا براى موعظه، و رفع آن از مردم رحمت است.

  •  مُعَطِّلَه همانند مانَوِیه مكاره و مصائبى را كه به انسان مى‌رسد منكَر مى‌شمرند، و هر دو دسته متّفقاً مى‌گویند: اگر براى جهان خالقى رئوف و رحیم بود این امور مكروهه را ایجاد نمى‌كرد؟

  •  معتقدین بدین گفتار مى‌گویند: سزاوار است كه عیش انسان در این دنیا صافى از هر كدورت بوده باشد. اگر چنین بود انسان از عُتُوّ و سركشى و شرارت خود را به حدّى مى‌رسانید كه در دین و دنیا ابداً صلاحیتى براى وى نبود. مانند بسیارى از متجاوزین و مُتْرَفین و آنان كه در وسعت و امنیت زیست نموده‌اند كه حالشان به طورى مى‌شود كه یكى از آنها فراموش مى‌كند كه بشر است، و یا آنكه مَرْبوب است و رَبِّى دارد، و یا آنكه احتمال مى‌رود ضررى به اصابت كند، یا امر ناگوارى در آستانه‌اش فرود آید، یا آنكه بر او واجب است بر ضعیف ترحّم كند و با فقیر مواسات نماید، یا شخص مصیبت دیده را تسلیت گوید و به عزاى وى محزون باشد، و یا بر شخص حقیر و ضعیف رحمت آورد، و یا بر شخص رنجدیده تعطّف و مهربانى نماید.

  •  و چون ناگواریهاى زندگى وى را بفشرد و تلخیش را بچشد، مُتَّعِظ مى‌گردد و به بسیارى از آنچه كه سابقاً غافل و جاهل بود بصیر مى‌شود، و به بسیارى از واجبات‌