
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
90در بازار كسب و كار، چیز نفیس و ارزشمندى در بازار علم به حساب آید. بنابراین، نظر اعتبار و ارزش را در اشیاء بر اساس كوچكى قیمتشان كوچك و صغیر قرار مده! اگر كیمیاگران در مىیافتند كه در عَذَرَه (نجاست) مهمترین عامل و اجزاء آن (كیمیا) نهفته است البته آن را به نفیسترین قیمتها مىخریدند و ارزش آن را بالاتر مىبردند. به سرقت مىبردند.
ـ ٤ ـ
مفضَّل بن عُمَر روز چهارم صبحگاهان به حضور امام صادق علیه السلام مىرسد و حضرت به او مىگوید: یا مُفَضَّل! من برایت ادلّه بر خلقت را آوردم، و براهین براى درستى تدبیر و تعمّد در آفرینش انسان و حیوان و نبات و شجر و غیر ذلك را به مقدارى كه عبرت گیرنده عبرت گیرد، شرح دادم!
حكمت آفتها و ضررهاى تكوینى
و اینك شرح مىدهم براى تو آفاتى را كه در بعضى ازمنه حادث مىگردد، و آن را جمعى از جاهلان وسیله براى انكار خالق و خلقت و تعمّد و تدبیر در آفرینش قرار مىدهند، و نیز آنچه را كه اهل تعطیل و مَانَویه1 از مكاره و مصائبى كه مىرسد،
- مُعَطِّلَه و يا اهل تعطيل همان طور که خود امام عليه السلام در همين جا بيان مىکند بعضى از ملاحده هستند که مىخواهند با حسّ، ادراک چيزى را که به عقل درنيايد بکنند. مىگويند: چون حقّ تعالى را به حواسّ ظاهر ادراک نکنيم اقرار به وجودش نياوريم. و چون به آنها گفته شود: خدا با عقل ادراک نمىگردد گويند: چگونه مىتواند وجود داشته باشد چيزى که با عقل مُدرک نشود؟! جواب گوئيم: او بالاتر از مرتبه ادراک عقل است چنانکه ديده انسان مرتبهاى از ادراک را دارد و بالاتر از مرتبه خود در ادراک نمىتواند کرد، و بدون شرائط رويت نمىتوان ديد، مثل آنکه اگر ببينى سنگى در هوا بلند شد مىدانى که شخصى آن را اندخته است و اين علم از راه ديده نيست بلکه عقل حکم مىکند که سنگ خود به خود بالا نمىرود. نمىبينى که بصر در اينجا عاجز است و حاکمْ عقل مىباشد. همچنين عقل در معرفت خالق حدّى دارد که از آن نمىتوان گذشت چنانکه مىداند که آن چيز غير محسوس با چشم جائى دارد و آن را نديده است، و با حاسّهاى از حواسّ آن را ادراک ننموده است و حقيقت آن را نمىداند. همچنين عقل مىداند که صانعى دارد که او را ايجاد کرده است اما احاطه به کنْه ذات و صفات او نکرده است. انتهى کلام حضرت: («توحيد مفضل» طبع بيروت، مؤسّسة الوفاء، طبع دوم، ص ١١٧ و ص ١١٨) و شيخ کاظم مظفّر در تعليقه خود بر اين طبع در ص ١٠ و ص ١١ گويد: مانويّه اصحاب حکيم فارسى: ماين بن فاتک بودهاند که در زمان شاپور: دومين شاه از ملوک سلسله ساسانيّه ظهور کرد. و مذهب او ممزوج از مجوسيّت و نصرانيّت بود و جماعت کثيرى از معتقدات او پيروى نمودند. و گروه بزرگى از آنان تا اوَّلين دوره دولت بنى عباس باقى بودند، و پس از آن آراء وى به اروپا و بقيّه اقطار آسيا نفوذ کرد. مانى راهبى بود در حَرّان که در حوالاى سال ٢١٥ ميلادى متولد شد و بعداً بهرام بن هرمز او را کشت. («ملل و نحل» شهرستانى ج ٢ ص ٨١، و «مروج الذّهب» ج ١ ص ١٥٥، و «فهرست» ص ٤٥٦، و «معرّب شاهنامه» ج ٢ ص ٧١، و «الفَرْق بين الفِرَق» ص ١٦٢ و ص ٢٠٧، و «الآثار الباقية» بيرونى ص ٢٠٧، و «تاريخ الفکر العربى» اسمعيل مظهر ص ٣٩، و «حريّة الفکر» سلامة موسى ص ٥٥.)
