
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
89قوّت هاضمه براى هضم طعامشان، و تنفیذ غذاهایشان به اعضاء پیكرشان.
از این كه بگذریم مىبینیم: حرص شدیدى كه در مردم موجود است ایشان را وادار مىنماید بر مداومت عمل، و طولانى كردن مشاغلشان، تا به حدّى كه عكس العمل زشت آن در اجسامشان به طور شدید مشهود مىشود. بسیارى از مردم چنانند كه اگر شدّت تاریكى شب كه بالاخصّ در نیمههاى آن به وجود مىآید، نبود اصولًا از جهت حِرص بر كسب و كار و جمع و ادِّخار، نه قرارى داشتند و نه آرامشى.
علاوه بر این زمین در طول مدّت روز به واسطه دوام نور خورشید حرارتش شدت پیدا مىكند و حیوانات و نباتاتى را كه بر روى آن زیست مىنمایند گرم و داغ مىكند. خداوند با حكمت و تدبیرش مقدّر فرموده است كه خورشید در وقتى طلوع و در وقتى غروب كند، مانند چراغى كه گاهى براى اهل خانه بر مىافروزند تا حوائجشان را برآورند، و سپس از نزد ایشان بر مىدارند براى آنكه آرام بگیرند و قرار و راحت داشته باشند. بنابراین نور و ظلمت با وجودش تضادّشان هر دو منقاد و متظاهر بر آنچه صلاح عالم و قوامش در آن است مىباشند.
تا اینكه امام علیه السلام در آخر این فصل مىگوید: فكر كن در عَقاقیر و گیاهانى كه خداوند هر یك از آنها را در علاج برخى از دردها اختصاص داده است. داروئى مانند شیطَرَج در مَفْصَلهاى انسان نفوذ مىكند، و زیادتیها را از آنجا بیرون مىكشد، و داروئى مانند أفْتیمون خلط سودا را ریشه كن مىكند، و داروئى مانند سكبینج بادها را مىزداید، و داروئى دگر ورمها و مشابه آن را مىگشاید و متفرق مىنماید.
آن كس كه این قوا را در آنها به ودیعت نهاده است چه كسى مىتواند بوده باشد مگر خالقش كه آنها را براى منفعت آفریده است؟! و چه كسى مردم را بدین داروها آشنا ساخته است مگر آن خالقى كه این آثار و خواصّ را در آنها قرار داده است؟!
تا اینكه امام علیه السلام مىگوید: بدان منزلت و قدر و مكانت اشیاء بر حسب قیمتشان نمىباشد بلكه دو ارزش مختلف در دو بازار متفاوت دارند. چه بسا چیز كم بهائى
