
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
88كسى كه به وى رنجى رسیده است كه در اثر آن چشمانش ضرر دیده است مدّتى مدید به رنگ سبز و رنگ سبزى كه كمى مایل به سیاهى است (كَبود) و چشم پزشكان حاذق دستور مىدهند براى كسى كه چشمش خسته شده و از دیدن عاجز مانده است تغار سبز رنگى را پر از آب نمایند و او سرش را در برابر آن نگه دارد.
نظر كن چگونه الله ـ جلّ و تعالى ـ سفره گسترده صفحه آسمان را بدین رنگ كبود مقرّر داشته است؟! براى آنكه چشمانى را كه به آن دوخته مىشود نگهدارى كند، و به واسطه كثرت نظر و نگاه دچار جراحت و درد نشود. بنابراین، این امرى را كه مردم به واسطه فكر و رویت و تَجارب به دست آوردهاند، در جهان تكوین و آفرینش خود بخود امرى حساب شده و مَفْرُوغٌ عنه بوده است. این حكمت بالغه خداست تا اهل درایت و تعقّل اعتبار گیرند، و مُلحِدین به فكر در افتند. قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ1
فكر كن اى مفضّل در طلوع و غروب خورشید براى بر پا داشتن دو دولت شب و روز! اگر خورشید طلوع نمىنمود امر همه عالم باطل مىگردید. دیگر مردم نمىتوانستند در روزى و معیشت خود حركتى بنمایند، و در امورشان تصرّفى إعمال دارند، زیرا گیتى را ظلمت فرا گرفته بود و جهان بر آنها تاریك بود. و چون لذّت و جان و حقیقت نور را فاقد شده بودند دیگر عیش برایشان گوارا نبود.
بارى، احتیاج مردم در طلوع خورشید امرى است ظاهر و همین ظهور ما را مستغنى مىدارد از آنكه در بیانش تطویل سخن دهیم و در شرحش زیاده بر این مطلبى را ذكر نمائیم. آنچه لازم است تأمّل و تفكّر در منفعتى است كه از غروبش عائد مردم مىشود.
اگر خورشید غروب نمىكرد مردم آرامش و قرار نداشتند، با وجود نیاز مُبْرَمِشان به آرامش و راحت براى تسكین یافتن بدنهایشان و سكوت حواسّشان، و برانگیختگى
- آيه ٣٠ از سوره ٩: توبه، و آيه ٤ از سوره ٦٣: منافقون.
