
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
81كه شأن و لازمه عدم عقل و بصیرت و شنوائى در كارهایش باشد، و لیكن از آنجا كه ما آثار را مبتنى بر علم و حكمت و قدرت و تقدیر و محاسبه مشاهده مىكنیم بنابراین به ناچار از فعل طبیعت كور و كر نمىتواند بوده باشد، و طبیعت، غیر خداوند عالم قادر مُدَبِّر مىباشد. و در این فرض طبیعت چیزى نیست مگر سُنَّت خداوند در میان مخلوقاتش، و چیز دیگرى كه داراى كیان و هستى استقلالى از خالق جهان آفرینش بوده باشد، نخواهد بود.
و پس از آن امام علیه السلام برگشت به گفتار نخستینش، و در جهت وصول غذا به بدن و كیفیت انتقال جوهره و شالوده آن از معده به كبد به واسطه رگهاى باریك مُشَبَّك و تو خالى كه میان آن دو تعبیه شده است و به مثابه مصفى (صافى و پالایش دهنده) براى غذا مىباشد، و سپس تبدیل آن به خون، و نفوذ خون در تمام بدن به وسیله مجارى مهیا شده براى آن، و پس از آن كیفیت تقسیم خون در بدن، و بروز فضلات آن را، به طورى حضرت شرح و تفصیل دادند كه گویا طبیب حاذقى كه در عالَم طبّ مُشابه و مُماثلى ندارد، و عالِم ماهرى در علم تشریح كه مدّت عمر خود را در عمل تشریح سپرى كرده است بیان مىنماید.
علاوه بر این امام علیه السلام با این بیان خویشتن از دوره دَمَوِیه (جریان و گردش دورى خون در تمام بدن) پرده برداشتهاند، آن جریان دَوَرانى را كه غربیها از اكتشاف آن آوازه خوانى مىكنند. قریب دوازده قرن قبل از كشف دَوَران خون، امام آن را كشف نموده است.1 و سپس امام علیه السلام گفتارش را به نَشْو و نَماى بدنها در حالات متناوب
- عين عبارت امام صادق عليه السلام اين است: ثمّ إنّ الکبد تقبله فيستحيل بلطف التدبير دماً و ينفذ إلى البدن کلّه فى مجارى مهيِّئةٍ لذلک، بمنزلة المجارى الّتى تهيّأ للماء حتى يطرد فى الارض کلِّها. و ينفذ ما يخرج منه من الخبث و الفضول إلى مَفَائضَ قد اعِدَّت لذلک- الخ. «و پس از آن، کبد آن غذا را قبول مىکند و آن غذا با لطف تدبير تبديل به خون مىشود، و به وسيله مجراهائى که براى جريان خون آماده و تعبيه شده است به تمام بدن مىرسد. اين مجارى خون به منزله مجارى آب مىباشد که آن را براى ايصال آب به تمام قسمتهاى زمين تهيّه مىنمايند. آنگاه آن مقدار ثقل و فضول و خبائثى که از بقيه غذا بجاى مىماند به سوى مجارى خاص وارد مىشود، و آنچه که از جنس صفراء مىباشد به سمت کيسه صفرا (مراره) مىرود، و آنچه که از جنس سوداء مىباشد به سمت طحال مىرود، و آن رطوبتهاى خبيثه و زائده به سمت مثانه گسيل مىشود.»
بايد دانست که در اين بيان امام عليه السلام نکاتى است که بالصّراحة از جريان خون که دانشمند انگليسى: «ويليام هاروىWilliam Harvey » (تولّد در ١٥٧٨ و مرگ در ١٧٥٦ ميلادى) آن را کشف کرده است پرده بر مىدارد. در اينجا امام عليه السلام از جريان و گردش خون در شرائين و أورده (سرخ رگها و سياه رگها) که مرکزش قلب مىباشد بطور تفصيل سخن گفته است لهذا به جرأت مىتوان گفت: اوّلين مکتشف گردش دورانى خون امام عليه السلام بوده است. أطبّاء و پزشکان همگى بر آن بودند که توزيع خون در بدن به صورت و هيئت شَجَر (درخت و شاخ و برگ آن) مىباشد و خون در بدن در اين رگهاى بزرگ و کوچک حتى عروق شعريّه (مويرگها) ثابت و غير متحرّک مىباشد. امام صادق عليه السلام است که با اين بيان خود توضيح و تشريح فرمود که: شجريّتِ دم درست نيست بلکه آنچه هست دَوَران دم مىباشد. (عبارت امام را که در اينجا آورديم از «بحار الانوار» طبع حروفى ج ٣ ص ٦٨ نقل نموديم)
- عين عبارت امام صادق عليه السلام اين است: ثمّ إنّ الکبد تقبله فيستحيل بلطف التدبير دماً و ينفذ إلى البدن کلّه فى مجارى مهيِّئةٍ لذلک، بمنزلة المجارى الّتى تهيّأ للماء حتى يطرد فى الارض کلِّها. و ينفذ ما يخرج منه من الخبث و الفضول إلى مَفَائضَ قد اعِدَّت لذلک- الخ. «و پس از آن، کبد آن غذا را قبول مىکند و آن غذا با لطف تدبير تبديل به خون مىشود، و به وسيله مجراهائى که براى جريان خون آماده و تعبيه شده است به تمام بدن مىرسد. اين مجارى خون به منزله مجارى آب مىباشد که آن را براى ايصال آب به تمام قسمتهاى زمين تهيّه مىنمايند. آنگاه آن مقدار ثقل و فضول و خبائثى که از بقيه غذا بجاى مىماند به سوى مجارى خاص وارد مىشود، و آنچه که از جنس صفراء مىباشد به سمت کيسه صفرا (مراره) مىرود، و آنچه که از جنس سوداء مىباشد به سمت طحال مىرود، و آن رطوبتهاى خبيثه و زائده به سمت مثانه گسيل مىشود.»
