
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
78تمام قطعات و كرتها بدون خَلَل از نظر نقصان و زیادتى سیراب شوند؟! اگر دانه بَذْر را بر زمین بدون مناسبت بپاشى آیا امكان دارد آن زراعت از روى انتظام بهره دهد؟! اگر مقدارى از قطعات چوب را گردآورى و آنها را با میخهائى به هم متّصل كنى، آیا خود به خود یك میز و یا یك در از آن به دست خواهى آورد!؟
حكمت الهى در عاقل نبودن طفل هنگام تولد
پس از آن امام علیه السلام فرمود: و اگر مولود در هنگام تولّد فهیم و عاقل بود جهان را منكَر مىشمرد، و حیران و خیره و دهشت زده مىماند. چرا كه مىبیند چیزى را كه نشناخته است و چیزهائى بر وى وارد مىگردد كه أمثال آنها را ندیده است از نظایر صور مختلف بهائم و پرندگان و غیر ذلك از آنچه كه ساعت به ساعت و روز به روز مشاهده مىنماید.
تو مىتوانى این مطلب را از اسیرى كه از بلدش به بلد دگرى در حال عقلش بردهاند بفهمى! زیرا آن اسیر مانند شخص متحیر و سرگشته مىباشد و نمىتواند در تعلّم كلام و زبان، و پذیرش آداب آن شهر سرعت بورزد، همچنان كه كسى را كه در حال صغر سنّ و حال غیر عقل اسیر كنند در تعلّم مبادرت مىجوید.
از آن گذشته اگر طفل با عقل و درایت متولّد گردد در خود عیب و زشتى مىیابد، زیرا مىبیند خودش را كه شیرخوار، و محمول در دامان، و پیچیده شده در پارچهها، و با روپوشى به روى وى افتاده در گهواره است. البتّه این گونه اعمال براى طفل ضرورى مىباشد به جهت لطافت بدنش و رطوبت جَسَدش در هنگام تولّد. و علاوه بر این آن حلاوت و شیرینى و موقعیت اطفال را در قلوب پیدا نمىكند.
روى این مصالح است كه طفل به دنیا نفهم و غافل از جریانات اهل و خانواده كه بر سر او مىآورند پا به دنیا مىگذارد و با اشیاء خارجى با ذهنى ضعیف و معرفتى ناقص برخورد مىنماید. سپس همین طور پیوسته معرفت وى كم كم و به تدریج و حالًا بعدَ حالٍ رو به فزونى مىنهد تا اینكه با اشیاء خارج الفت مىگیرد و داراى خبرویت مىگردد و بر آن ثابت مىماند، و از مرز تأمّل و حیرت بیرون شده، به مرز تصرّف و تلاش در معاش با عقل و تدبیرش وارد مىشود، و در عالم اعتبارات و
