
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
67دنبالش مىروید و در خیال و پندار خود دهرش مىدانید، اگر آن دهر مردم را مىبرد چرا بر نمىگرداند؟! و اگر مردم را بر مىگرداند چرا آنها را نمىبرد؟ اى برادر مصرى من! خلایق و مردمان در رفتن و آمدن مضطرّ مىباشند. آسمان برافراشته است و زمین فروهشته، چرا آسمان بر زمین نمىافتد؟ و چرا زمین بر بالاى طبقاتش فرو نمىریزد؟! چرا آسمان و زمین یكدیگر را جذب نمىنمایند؟! و چرا آنها افرادى را كه بر روى آنها مىباشند به خود نمىچسبانند؟!
زندیق گفت: آنها را قسم به خداوند كه پروردگارشان و سَید و سالارشان نگه داشته است. در این حال زندیق به دست حضرت ابو عبد الله علیه السلام ایمان آورد.
حُمْران بن أعْین گفت: فدایت شوم! اگر زنادقه عصر بر دست تو ایمان بیاورند پس قبلًا كفّار و مشركان هم بر دست پدرت ایمان آوردهاند.
مؤمنى كه به دست حضرت ایمان آورد گفت: مرا از شاگردانت قرار بده!
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام به هِشام بن حَكم گفتند: او را به سوى خود برگیر و تعلیم بده! هِشام وى را تعلیم داد. وى معلّم اهل مصر و اهل شام شد، و طهارتش نیكو گردید، به طورى كه حضرت امام علیه السلام از وى راضى بودند.1
مجلسى از «احتجاج» طبرسى از هشام بن حكَم مثل این حدیث را روایت كرده است. و پس از آن در شرح آن تحت عنوان «ایضاحٌ» بیان و تفصیلى بالنِّسبة مهمّ ذكر نموده است و در پایانش گفته است: تفصیل قول در شرح این اخبار غامضه مقامى دیگر را اقتضا دارد و در این كتاب فقط ما اشارهاى نمودهایم به امید تبصّر صاحبان اذهان ثاقبه از صاحبان خرد، و ان شاء الله تعالى بَسط كلام را درباره آنها در كتاب «مِرْآةُ الْعُقُول» خواهیم داد2
- اين خبر را نيز کلينى در کتاب «کافى» ج ١ ص ٧٢ تا ص ٧٤ با سند متّصل خود ذکر کرده است، و مرحوم مظفّر در کتاب «الامام الصادق» طبع چهارم، ج ١ ص ١٨٩ تا ص ١٩١ آورده است.
- «بحار الانوار» طبع حروفى، ج ٣، ص ٥١ تا ص ٥٤ حديث بيستم و پنجم.
