
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
66زبرى؟!
گفت: آرى! حضرت گفتند: آیا در زیر آن رفتهاى؟! گفت: نه!
حضرت گفتند: آیا مىدانى كه در زیر زمین چیست؟!
گفت: نمىدانم مگر آنكه گمان دارم در زیر زمین چیزى وجود ندارد.
حضرت گفتند: گمان عجز است تا مادامىكه به حدِّ یقین نرسیدهاى!
حضرت گفتند: آیا به بالاى آسمان رفتهاى؟! گفت: نه. حضرت گفتند: آى مىدانى كه در بالاى آسمان چیست؟ گفت: نه! حضرت فرمود: بسیار عجیب است از تو كه به مشرق عالم نرسیدهاى، و به مغرب عالم نرسیدهاى، و در زیر زمین پائین نرفتهاى، و به سوى آسمان بالا نیامدهاى، و از آنجا تجاوز ننمودهاى كه بشناسى مخلوقات آنجا را و معذلك إنكار مىكنى آنچه را كه در آنجا مىباشد! و آیا معقول است كه مرد عاقل چیزى را كه نمىداند إنكار نماید؟!
زندیق گفت: مانند این دلیل هیچ كس غیر از تو براى من اقامه نكرده است! حضرت گفتند: بنابر این تو در شكّ مىباشى! شاید او باشد و شاید او نباشد! زندیق گفت: شاید آن باشد.
حضرت گفتند: اى مرد! كسى كه نمىداند نمىتواند بر كسى كه مىداند حُجَّتى را اقامه كند، بنابر این مرد جاهل حجَّتى ندارد. اى برادر مصرى من! بدان كه ما ابداً در خداوند شكّ نداریم. آیا نمىبینى كه: خورشید و ماه، و شب و روز پیوسته داخل مىگردند. آنها محلّى ندارند مگر مكان خودشان را. اگر قدرت داشتند بروند و برنگردند پس چرا بر مىگردند؟!
اگر آنها مُضطرّ و مجبور نبودند پس به چه علّت شب روز نمىگردد؟ و روز شب نمىگردد؟! سوگند به خداوند اى برادر مصرى من! مضطرَّند به دوامشان. و آن كس كه آنها را مضطرّ نموده است از آنها حكیمتر و بزرگتر مىباشد.
زندیق گفت: راست گفتى!
سپس حضرت امام صادق علیه السلام گفتند: اى برادر مصرى من! آنچه كه شما به
