
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
279مستمر بماند حدود بیست سال: از نخستین وهله قیام دعوت رسول اكرم تا روز فتح مكّه كه با بینىِ به خاك مالیده شده و از روى اضطرار اسلام آورد.
او نذر مىكرد كه سرش را از جنابت با آب نشوید مگر اینكه با محمد صلّى الله علیه و آله و سلّم بجنگد.
ابوسفیان از مؤلّفة قلوبهم و از طلقاء بود
ما براى تو داستان اسلام او را در هنگامى كه محاصره شده بود و مَفرّى نداشت بنابر گفتار مِقریزى كه اینك ذكر كردیم بیان نمودهایم. در آن وقت با ابوسفیان پسرش معاویه و سائر اولاد او و كسانى كه از قوم او با او اسلام آوردند، بودند و پیغمبر در آن روز به ایشان گفت: اذْهَبُوا فَأنْتُمُ الطُّلَقَاءُ! «بروید! شما در امروز آزادشدگانید!»
ابوسفیان و اولاد او بر همین نهج از الْمُؤَلَّفَةُ قُلُوبُهُمْ مىباشند. مُؤلَّفةُ قلوبهم قومى بودند از بزرگان عرب كه از صدقات مقدار مالى به آنان مىدادند یا براى جلوگیرى از اذیتشان یا به امید اسلامشان، و یا به جهت تثبیتشان در اسلام1
ابوسفیان و اولادش (پس از آنكه اسلام آوردند) از كسانى بودند كه پیامبر براى دفع اذیتشان از مال صدقات مُؤَلَّفَةُ قُلُوبُهُم به آنان عطا مىفرمود. به علت آنكه همان
- پيوسته و به طور استمرارى، گروه مؤلَّفة قلوبهم از مال امّت مىگرفتند تا عمر که متصدّى امور شد گفت: لقد اعتزّ الإسلام و لم تعد حاجة لإعطائهم. «اسلام نيرومند شده است و حاجتى براى اعطاء به آنان نمىباشد.»
