اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج18

0
اعتقادات

جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیه‌السلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنی‌امیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیه‌السلام  • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیه‌السلام  • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیه‌السلام با مُلحدین  • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمی‌‌گویند  • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است  • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره  • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید  • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنی‌امیّه خصوصاً معاویه  • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنی‌امیه  • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام  • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعب‌الأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها  • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه

امام شناسی ج18

278
  • علیه رسول خدا، و از جمله كسانى بود كه اجماع كردند و هم پیمان شدند بر مُنابَذه حضرت و بیرون كردن او و ترك معامله و مراوده با او، و از آنان بود كه در دَارُ النَّدْوَة حضور یافتند تا در امر قتل پیغمبر مشورت نمایند، و هم سوگند شدند بر كشتن رسول خدا همان طور كه مِقریزى قبلًا ذكر كرده است.

  •  و سپس از آنان بود كه بر محاربه با رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم در غزوه‌1 بدر به عنوان رأس و پیشوا لشگریانش را تحریض و ترغیب بر قتال مى‌نمود. و در این غزوه كشته شدند از روسا و بزرگان قریش، از آنان است ولید بن عَقَبَه دائى معاویه و پدر هند.

  •  بعد از این غزوه كه ابوسفیان از آن نجات یافت، بدون منازع و مزاحمى سید و سالار مكّه و رهبر قریش در جنگها و صلحها گردید. اوست آنكه در روز احُد قریش را قیادت مى‌كرد، و در روز خندق رئیس و قائد جیش بود، و عرب را یكپارچه بر پیغمبر و اصحابش بر مى‌انگیخت، و یهودیان را بفریفت تا عهدشان را با پیغمبر و اصحاب او بشكستند. و اوست آن كه براى مقاومت قریش با پیغمبر و كیدشان و مكرشان به وى، یگانه متفكّر و مدبّر به شمار مى‌آمد2، و بر این تدبیر و تفكیر باقى و

    1. شيخ محمود أبوريَّه در تعليقه آورده است: واقدى پنداشته است که معاويه در عمرة القضاء مسلمان بوده است. ابن حجر عسقلانى در «اصابه» اين قول را ردّ کرده است بدين که: اين گفتار، معارض است با آنچه در روايت صحيح از سعد بن ابى وقّاص به ثبوت رسيده است که او گفت: درباره عمره در حجّ، ما آن را انجام داديم، و اين مرد در آن روز کافر بود يعنى معاويه. و همچنين واقدى پنداشته است که معاويه در غزوه حنين حضور داشته است، و از غنائم به وى صد شتر و چهل أوقيه داده‌اند، ذهبى اين قضيّه را أيضاً ردّ کرده است و گفته است: واقدى توجّه به کلامش ندارد. مى‌گويد: اسلام معاويه از قديم بوده است. اگر اين طور بود پس چرا پيغمبر او را از مؤلّفة قلوبهم قرار دادند؟ و اگر پيغمبر در غزوه حنين به او عطا کرده بودند، در هنگامى که او فاطمة دختر قيس را خواستگارى نمود نمى‌فرمودند: اما معاويه صُعلوک و مسکين است، مالى ندارد.
    2. آية الله سيّد شرف الدّين در رساله خود: «إلى المجمع العلمىّ العربىّ بدمشق» در ص ١١٧ و ص ١١٨ مى‌گويد: و ليکن دختر ابو سفيان امّ حبيبه که اسمش رمله مى‌باشد اسلام آورد و قبل از هجرت اسلامش نيکو بود و با مهاجرين به سوى حبشه از روى فرار از پدرش و قومش هجرت کرد. رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلم بعضى از اصحاب خود را نزد نجاشى فرستادند و امّ حبيبه را خواستگارى نمودند. نجاشى وى را به تزويج رسول الله درآورد و از جانب رسول خدا چهارصد دينار صداق او را قرار داد، در حالى که در آن هنگام پدرش از کسانى بود که در عداوت و خدا و رسولش امعان داشت. ابوسفيان پس از اين قضيّه براى مزيد صلح در حديبيّه وارد مدينه شد و بر دخترش امّ حبيبه وارد گرديد و چون خواست بنشيند امّ حبيبه فراش را از زير پاى او کشيد. وى گفت: اين نور ديده دخترکم! آيا از نشستن من بر روى آن دريغ نمودى؟! دختر گفت: اين فراش رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلم است، و تو مردى نجس و مشرک هستى! ابوسفيان گفت: پس از من اى دخترکم به تو شرّى رسيده است! (بر اين داستان علماى ضابط امّت از حاملين سنن و آثار و حافظان آن تنصيص نموده‌اند).