
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
275جهازهاى شتر بدون روپوش و بر روى جَمّازهها و شتران سخت رو و خشن؟1
و چه مىگوئى تو راجع به عبید الله بن زیاد كه به برادران و خواصَّش گفت: دَعُونِى أقْتُلْهُ فَإنَّهُ بَقِیةُ هَذَا النَّسْلِ فَأحْسِمُ بِهِ هَذَا الْقَرْنَ، وَ امِیتُ بِهِ هَذَا الدَّاءَ، وَ أقْطَعُ بِهِ هَذِهِ الْمَادَّةَ!
«واگذارید مرا تا على بن الحسین را بكشم، به جهت آنكه او بقیه و باقیمانده از این نسل است تا با كشتن وى این شاخ را قطع كنم، و این مرض را بمیرانم، و این مادّه را از بیخ و بن بركنم!»
أیها النَّاس! شما ما را خبر دهید كه این درجه از قساوت، و این مرتبه از غِلظت پس از آنكه نفوسشان را به كشتن ایشان شفا دادند، و آنچه را كه مىخواستند بدان نائل گشتند، دلالت بر چه چیزى مىكند؟! آیا دلالت بر عداوت، و بَدى رأى، و حقد و غیظ و كینه و نفاق، و بر یقین معیوب، و ایمان خراب مىكند، یا دلالت بر اخلاص و محبّت پیغمبر صلّى الله علیه و آله و سلّم، و بر محافظت او و بر پاكى ساحت از عیوب و بر صحّت سریره و ضمیر!؟
منع برخى عامّه از لعن یزید
اگر جریان امر آن طور بوده است كه ما ذكر كردیم البتّه و البتّه از فسق و ضلالت برخاسته است، و آن أدنى منازل فسق بوده است. فاسِق مَلْعُون است. و كسى كه نهى كند از لَعن مَلْعُون خودش نیز مَلْعُون است. و برخى از تازه به دوران رسیدههاى عصر ما و بدعت گذارندههاى دهر ما گمان كردهاند كه سَبّ كردن والیان زشت
- ابوريّه در تعليقه گويد: به زودى مقدارى از تفصيلات اين جريمه کبرى را که در تاريخ اسلامى در تمام مدت عصورش ديده نشده است بيان خواهيم نمود.
