
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
271مىگفت:
وَ بَنُو الاصَفَرِ الْمُلُوک مُلُوک الرُّ *** ومِ لَمْ یبْقَ مِنْهُمُ مَذْکورُ «و رومیان پادشاهانند حقیقةً، پادشاهان روم كه اینك از آنها شاهى بجاى نمانده است.»
و از ایشان كه با پیغمبر جنگ كردهاند مُعاویة بن مُغیرة بن أبِى الْعاصِ بن امَیة مىباشد. وى همان كس است كه بینى حمزه را برید و او را مُثْلَه نمود. این معاویه پدر عائشه مادر عبد الملك بن مروان است. و این عبد الملك معروفترین مردم است در كفر. زیرا یكى از دو پدرش حَكَم بن أبى العاص لعنتشده رسول الله و تبعیدشده او مىباشد و پدر دگرش مُعاویة بن مُغیرة.1
و از ایشان است حَمَّالةُ الحَطَب كه اسمش امّ جَمِیل است دختر حَرْب بن امَیة و مراد خداوند در سوره تَبَّتْ یدَا أبِى لَهَب تا آخر سوره، وى بوده است.
مِقریزى گوید: هیچ یك از آنان كه نامشان ذكر شد نبودهاند مگر آنكه نهایت كوشش خود را در عداوت رسول خدا مبذول كردند، و در اذیت و آزار مؤمنینى كه ایمان آورده و از او پیروى مىكردهاند مبالغه نمودند، و مؤمنین از دست آنان به أنواع شتم و عذاب گرفتار شدند، تا به جائى كه مهاجرین از مكّه به بلاد حبشه گریختند و پس از آن به مدینه فرار كردند. خانههایشان در مكه بدون ساكن بماند و درهایش مقفول گردید. ابو سفیان بعضى از آن خانهها را فروخت و قرضى را كه بر ذمّه داشت ادا نمود.
بنى امیه نه یك بار بلكه در مرَّات عدیدهاى قصد كشتن پیامبر را كردند، و در امر او به مشورت نشستند تا او را از مكه اخراج كنند و یا آنكه وى را در غل و زنجیر بسته و در زندان بیفكنند تا هلاك گردد. و یكایك از آنان در انجام این مرام از جان و مال و اهل و عشیره به حدِّ نهایت مبالغه نمودند و براى رسول الله در هر راهى
- مقريزى در ص ٤ گويد: او را على و عمّار صبراً کشتند.
