
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
269احزاب. آن كس كه با رسول خدا در روز احد جنگ كرد، و از برگزیدگان اصحاب هفتاد تن از مهاجر و أنصار را كشت كه از آنان است حمزه عموى پیغمبر. و با رسول خدا نیز در روز جنگ خندق كارزار نمود. او پیوسته با خدا و با رسول خدا در دشمنى سخت و حادّ مىگذرانید تا رسول خدا براى فتح مكّه حركت نمود.
نفاق ابو سفیان با مسلمین
عباس بن عبد المطلّب وى را ردیف خود نشانده ـ چون در جاهلیت صدیق و ندیم و همدم او بود ـ و به حضور رسول خدا آورد و از رسول خدا در هنگام ورودش درخواست كرد تا وى را امان بخشد!
همین كه رسول خدا چشمش بدو افتاد به او گفت: وَیلَک یا أبَا سُفْیانَ! أ لَمْ یأنِ لَک أنْ تَعْلَمَ أنْ لَا إلَهَ إلَّا اللهُ؟!
«اى واى بر تو اى ابو سفیان! آیا هنوز زمان آن براى تو نرسیده است كه بدانى جز الله معبودى نیست؟!»
أبو سفیان گفت: بِأبِى أنْتَ وَ امِّى، مَا أوْصَلَک وَ أجْمَلَک وَ أکرَمَک! وَ اللهِ لَقَدْ ظَنَنْتُ أنَّهُ لَوْ کانَ مَعَ اللهِ غَیرُهُ لَقَدْ أغْنَى عَنِّى شَیئاً!
«پدرم و مادرم به قربانت شود، چقدر تو پیوندت قوى است، و چقدر خوشرفتارى، و چقدر تو كریم و بزرگوار هستى! سوگند به خدا دانستم كه اگر هر آینه با خدا چیز دگرى وجود داشت آن چیز در امروز قدرى به درد من مىرسید!»
حضرت فرمود: یا أبَا سُفْیان! أَ لَمْ یأنِ لَک أنْ تَعْلَم أنِّى رَسُولُ اللهِ؟!
«اى أبو سفیان! آیا هنوز موقع آن براى تو نرسیده است كه بدانى من پیامبر خدا هستم؟!»
أبو سفیان گفت: أمّا هَذِهِ فَفِى النَّفْسِ مِنْهَا شَىْءٌ!
«امَّا در این موضوع در نفس من خلجانى هست!»
