
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
250(ائمه اطهار) براى خود تبیین نموده كه نه «حُلُول» است كه «هبوط خداوند» را در تاریخ تجربى در بردارد، و نه عقاید لا أدْرِیه كه انسان را با عالمى كه خداوند آن را ترك نموده است، مواجه مىسازد، و نه «وحدت بینى انتزاعى اسلام سنِّى» كه بعد بى نهایتى بین خداوند و انسان به وجود مىآورد. وضع فعلى جهان ما را وادار مىنماید كه بار دیگر درباره «صراط مستقیم» بین «تشبیه» و «تعطیل» تفكّر نمائیم.
آنچنان است كه مسائل حقیقت و مفاهیم بسیط متعالى را قبل از آنكه در راهها و جهتهائى كه پیش گفتیم افتاده باشند، بكر و تازه طرح كنیم. زیرا كه آن حقایق بسیط متعالى پس از انحرافات فوق الذّكر، موجب در هم شكستن روح بشر امروزى كه ما هستیم گردیده است.
شما سنَّتهاى أوَّلیهاى را كه سیماى حقیقى و معنوى حضرت رسول اكرم و ائمه اطهار در آن رسم شدهاند، بهتر از من مىشناسید و درك مىكنید. اكنون براى شما تجربه نوین و عمیق روحى است اگر آماده باشید كه آن سیماهاى بكر اولیه را، از خلال ادراك یك تفكّر غربى و مسائلى كه براى او در این باب طرح مىشوند، باز خوانید و نظاره كنید. خاصّه كه این تفكّر غربى، آن تصاویر معنوى را همه جا حتى تا سرزمین شرق و روح شرقى كه سرچشمه آن است، با خود همراه دارد.
اما اگر مقامات مسؤول «فلسفه الهى اسلام» خود را در زندان و زنجیر افكار متعصّبانه و متحجّر محبوس نمایند و از طرح مسائل جدید امتناع ورزند و نخواهند با شاگرد فلسفه غرب كه با عشق و علاقه باطنى بدانها نظر دوخته و در آرزوى حل آن مشكلات تلاش و مجاهدت مىكند، دمساز شوند، آن وقت آیا مستوجب هر گونه قضاوتهاى سخت و ناهنجارى كه نسبت بدانها جارى مىشود نخواهند بود؟
ب) مفهوم غیبت. اصل و حقیقت «غیبت» هرگز در چهارچوب درخواستهاى دنیاى امروز در معرض تفكّر عمیق قرار نگرفته است. كاملًا بجاست كه حقیقت مزبور با توجّه خاص به نكتهاى كه توسّط «مفضَّل» اعلام گردیده و مىگوید:
«باب دوازدهم بر اثر غیبت امام دوازدهم در پرده غیب و نهان مستور گردیده
