
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
245جمهورى خواهان إفراطى بودهاند، یعنى آنان كه «لوئى شانزدهم» امپراطور فرانسه را به قتل رساندند، مقایسه مىنماید.
شكّى نیست كه معنى امپراطور در فرانسه از قدیم الایام بر روى مفهوم «حلول» نهاده شده بود. بدین معنى كه امپراطور «تقدیس یافته خداوند» بود و در شخص وى حلول الُوهیت در جامعه انسانى انجام مىپذیرفت.
كافى است كه رسائل «سَنْ ژُوسْتْSaint just » را بخوانیم تا ببینیم چگونه اعضاى شوراى ملّى فرانسه، كاملًا بر این امر واقف بودند. مرگ امپراطور در واقع انقطاع این حلول الُوهیت در جامعه محسوب مىگشت. لكن نمىتوان بدین طریق تفكّر نمود بدون اینكه از تعریفهاى رسمى شوراهاى دینى مسیحى بعد از قرن چهارم كه دو طبع «لاهوت» و «ناسوت» را در شخص انسان الوهى یا حضرت مسیح علیه السلام یكى مىدانند، استفاده به عمل آمده باشد.
این طریقى است كه اسلام همیشه در مقابل آن ایستاده است. اگر بتوان نشان داد چگونه تحقیر و دنیوى ساختن یك مفهوم مذهبى، منجر به یك مصیبت عظیم مىگردد، مىتوان پرسید كه أوَّلًا آیا این خطر از ابتدا در خود مفهوم وجود نداشته؟ و ثانیاً آنان كه از آغاز بدین مفهوم اعتقاد نداشتهاند، آیا باید مخالف انتظار بدان سر فرود آورند، یا با آن مواجه گردیده و علیه آن مبارزه نمایند؟
با بیان مطلب به صورت اختصار مىگوئیم كه «امامشناسى شیعه»"L'imamologie shi'ite " در این جا مىتواند مورد تفكّر و تعمّق قرار گیرد، زیرا آیا این نظر شیعه صراط مستقیم بین «وحدت بینى انتزاعى اسلام سنِّى» و «حُلولیت كلیساهاى رسمى مسیحى» نیست؟
به علماى روحانى جوان شیعه عهد معاصر مىتوان زمینه پر ثمرى را براى تحقیق پیشنهاد كرد: مطالعه نوشتههاى غربىها درباره تاریخ عقاید كلیساها و تأیید این امر كه «امامشناسى» با همان مسائلى مواجه شد كه مسیحیت در مقابل خود یافت، لكن این مسائل را به نحوى حلّ نمود كه كاملًا با طریق رسمى كلیساها
