
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
243بپذیرند.
او قریب چهل سال قبل كه با یكى از مقامات بزرگ كشور «اردن هاشمى» مصاحبهاى داشته است، در مختصر مذاكراتى كه با وى به عمل آورده است راه نجات و آرامش او را در بازگشت به مذهب شیعه و تلقّى به قبول «امام زنده غائب» مشخص مىكند و مستدلّا براى وى در نوشتجاتى كه راجع به آن از خود باقى گذارده است بحث مىنماید.
چون این نوشته كوتاه او متضمّن نِكاتى دقیق و عمیق مىباشد در اینجا كه بحث ما به بهترین هدیه جهان تشیع براى تمام عالم كشیده شد، سزاوار است عین عباراتش را نقل كنیم، تا براى خردمندان و صاحب نظران راه تأمّل و دقّت در این مطالب مستدلّ مفتوح گردد. وى مىگوید:
مصاحبه هانرى كربن: با شخصیت غرب زده اردنى
مطالبى كه در جلسه گذشته (٢٧ اكتبر ١٩٥٩) مورد بحث قرار گرفت، از مصاحبهاى كه با یكى از شخصیتهاى برجسته «اردُنى» صورت گرفته بود، به اینجانب الهام گردید.
این مصاحبه در اساس داراى جنبههاى سیاسى مىباشد. لیكن لازم نیست كه خود را با آن مشغول سازیم. بلكه آنچه أساساً مورد نظر ماست وضعیت معنوى و دینى است.
به صورت كلّى آنچه به نظر من باید مورد توجّه قرار گیرد سؤال ذیل مىباشد:
مسأله این نیست كه با نظر خوش بینى یا بدبینى مواجه شدن، اسلام را با آنچه امروزه بدان «تَرقِّى» مىنامند مورد مطالعه قرار دهیم. مفهوم آخر یعنى «ترقّى» مدّتى است كه مورد شكّ بسیارى از مردم مغرب زمین قرار گرفته است.
لازم نیست از خود بپرسیم: چگونه مىتوان با جلو رفتن یك ترقّى فرضى هماهنگ بود؟ بلكه باید از خود استفسار نمائیم: چگونه مىتوان با یك مصیبت عظیم معنوى كه ظاهراً قسمت زیادى از بشریت را فرا گرفته است و بقیه را در مورد خطر قرار داده، مواجه گردید؟
