
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
239دكتر على شریعتى در رساله «حركت تاریخ» براساس تهاجم و تدافع مطالبى مىگوید تا مىرسد به اینجا كه مىگوید: خطر این است. خطرى كه همیشه حرفش را مىزنیم این است كه وقتى یك واقعیت جاوید را در یك ظرف متغیر كهنه شدنى قرار بدهیم، چون این معنى همیشه با این قالب همراه بوده، با گذشت چند نسل به صورت سُنَّتى و ارثى در مىآید و نسلهاى بعدى نمىتوانند تشخیص بدهند كه محتوى ـ ایدئولوژى، مَكتب، ایمان ـ كدام است و ظرف ـ زبان، بیان، منطق، علوم و سُنَّت و استدلال ـ كدام؟
و به ناچار این هر دو را به غلط، لازم و ملزوم هم مىدانند، و چون این ظرفها نمىتواند در همه زمانها باقى بماند و جبراً نابود مىشود، پس مىرود، به عقب رانده مىشود. و اصلًا و خود بخود قابلیت ماندن و استعمال ندارد. اگر یك نسل آگاه و معتقد و آشنا با این محتوى ـ كه اسلام و مذهب است ـ این را احیا و استخراج نكند، و در ظرفهاى بیانى إرائى و علمى متناسب با زمان خودش دیگر بار تجدید و مطرح نكند، ظرف و مظروف هر دو، نابود مىشوند.
مثلًا اگر به همان «مِنْبَر سه پلّهاى» زمان پیغمبر صلّى الله علیه و آله و سلّم بسنده كنیم بعد از آنكه همه صداها، همه آوازها و شعرها، و همه موسیقىها و سخنرانیها، روى موجهاى بلند و كوتاه، در سراسر دنیا پخش شد، و منطقه وسیعى از كره زمین با رادیو و تلویزیون و مطبوعات و بلندگوها و فیلمها، پوشش فكرى گرفت، اگر عالىترین و نجات بخشترین و با حقیقتترین سخنان را هم بگوئیم، در محدوده تنگ مجلس خصوصى خواهد ماند و به گوش دنیا نخواهد رسید.1
در این استدلال مغالطهاى است آشكارا. فرق است میان آنكه بگوئیم: منبر باقى بماند، و به دنبال آن تمام این تبلیغات گسترده از بین نرود، و یا بگوئیم: منبر از میان
- ص ٢١ و ص ٢٢ از «حرکت تاريخ» که با دو مجموعه ديگر به نام «روحانيّت يا علماى اسلامى» و به نام «اجتهاد و نظريّه انقلاب دائمى» در يک دفتر طبع شده است.
