
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
219امَّا در ولایت فقیه، از آیه قرآن دلیلى نداریم. آنچه هست از روایات است و آن هم بحمد الله و المنّة كافى و وافى مىباشد، و عمده آنها كه بقیه نیز بر محور و اساس آن دور مىزند مقبوله عمر بن حنظله است كه نه تنها در مورد فصل خصومت بلكه در سایر امور ولائى كه بر عهده حاكم است مىتوان از آن استفاده كرد و حجیت اوامر فقیه را در باب قضاء و حكومت و جهاد از آن به دست آورد.
ولى دو نكته شایان ذكر است: اول حكومت ولىّ فقیه، هم میزان و همطراز با حكومت و ولایت امام نیست. زیرا این نصب از جانب امام است، و منصوب حتماً در تحت ولایت نصب كننده مىباشد.
عبارت فَإنِّى جَعَلْتُهُ حاکماً «پس من او را براى شما حاكم قرار دادم!» مىرساند كه ولىّ فقیه منصوب از ناحیه امام معصوم و در تحت ولایت او است.
دوم مقدار گسترش اوامر ولائیه ولىّ فقیه گرچه در محدوده و به قدر گسترش اوامر ولائیه امام معصوم است، ولى در ولایت ولىّ فقیه، خطا و غلط و اشتباه جائز است چون بالفرض مانند مردم عادى عارى از ملكه عصمت و مصونیت از خطا مىباشد، پس ولىّ فقیه جائزالخطاست. ممكن است در اوامر ولائیه و یا در امور قضائیه و یا در مسائل استفتائیه به خطا رود. ولى این خطا اگر مقدّماتش از روى تعمّد و بىمبالاتى نباشد بخشودنى است. نه خود او در تحت عذاب خدا قرار مىگیرد و نه مردم كه به امر و رأى وى عمل نمودهاند.
امّا اگر در مقدّمات استنتاج فتوى و رأى قصور ورزد و به خطا درافتد، خودش معاقب است نه مردم.
در منطق شیعه، در زمان غیبت امام، امامت اختصاص به او دارد، و ولىّ فقیه در تحت ولایت او مىباشد و نمىتواند تشریعاً و تكویناً كارى را از نزد خود بالاستقلال انجام دهد. نمىتواند به خود «امام» بگوید. اگر نیابت خصوصى او به اثبات رسید، وى نائب خاصّ است و گرنه نائب عامّ.
فقیه معصوم نیست و رأیش ابدى نیست
در منطق شیعه، همه فقهاى عِظام و مجتهدین فِخام جایزالخطا هستند. هر كس
