
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
215دادند. و ورود او را به مصر با كوشش هر چه تمامتر در رسانهها و رادیوها و روزنامهها و مجلّات به نام «امام كاشِف الغِطاء» به گوش اهل مصر و سایر كشورها و جهانیان رسانیدند و از او نهایت تجلیل و تكریم را به عمل آوردند.
وى هم غافل از این نیرنگ كه مقصود علماى مصرى، عنوان امام به معنى مطلق پیشوا نیست كه خودشان غالباً در برابر اكابرشان به كار مىبرند، بلكه مىخواهند عنوان امامیه و امامت را در ایشان بشكنند و خرد نمایند. سال بعد ـ یا دفعه بعد ـ كه آن سمینار در مصر تشكیل یافت، مصریان یكى از عالم نمایان نجف اشرف را كه به ارتباط با دستگاه كم و بیش مشهور و مردى اهل دنیا بود و از دروغ گفتن هم دریغ نداشت ولى داراى اطّلاعات نسبةً خوب، و اهل محاوره و خوش زبان و از عجم بود، به عنوان عالم شیعه دعوت كردند. او هم به سمت مصر عزیمت كرد و باز هم در این بار به مانند كاشِف الغِطاء او را به «امام» ملقّب نمودند و در تجلیل و تكریم او با لفظ امام دریغ ننمودند تا مجالس و محافلشان خاتمه یافت.
و به همه نشان دادند كه: این مرد كه بهره عالى از علم و عمل و تقوى ندارد امام شیعه است. بنابراین امامان شیعه كه در تواریخ ذكرشان آمده است، و جمیع شیعیان به عنوان مقتداى معصوم از آنها تبعیت مىنمایند از كجا كه مثل این امامان نباشند؟! غایة الامر بواسطه بُعْدِ تاریخ، صبغه طهارت و نزاهت و عصمت به خود گرفتهاند. و به عبارت عامى: آب ندیدهاند ولى شناگر قابلى بودهاند.
ما عین این اتّهامات را نسبت به أئمّه طاهرین ـ صلوات الله علیهم أجمعین ـ در كلمات أحمد امین مصرى مىیابیم.
عارفان دانستند كه مرحوم كاشف الغطاء با آن فهم قوى و ذكاء و بصیرت نافذ در این امر اشتباه كرد و با برچسب عنوان «امام»، مكتب را فروخت. و آنچه را كه در كتابهایش از آن دفاع مىكرد با مجرّد تلقّى و قبول این لقب تو خالى، همه را به باد فنا سپرد و در كوران تند امواج تیار آراء و اهواء شیاطین مصرى سنّى مذهب، شخصیت
