
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
211این نامه به تقاضاى حقیر از قم به مشهد مقدّس نوشته شده است و در مورّخه ٢٧ شهر ذوالقعدة یك هزار و چهارصد و ده، هجریه قمریه واصل گردیده است.
مضمون و محتواى این نامه را حضرت مرحوم نورى پس از مراجعتشان از لندن كه به عنوان نمایندگى و تبلیغ از ساحت حضرت آیة الله العظمى حاج سید محمّد رضا گلپایگانى ـ مدّ ظلّه العالى ـ 1 رفته و مدّتى در آنجا اشتغال داشتهاند، هنگامى كه بنده در طهران بوده و به مشهد مقدّس رضوى هجرت نكرده بودم در طهران براى بنده شفاهاً به طور تفصیل بیان كردهاند. اینك براى ثبت و ضبط محتواى آن تقاضا شد كه عین مطالب مشروحه را مرقوم دارند.
و چون انقلاب اسلامى ایران در ربیع المولود یكهزار و سیصد و نود و نه هجریه قمریه صورت گرفت، و حقیر پس از یك سال و دو ماه یعنى در روز بیست و چهارم شهر جمادى الاولى یكهزار و چهارصد به ارض اقدس مشرّف شدم لهذا این واقعه مشروحه در نامه ایشان كه در ماه رمضان بوده است تحقیقاً در شهر رمضان سال اول
انقلاب یعنى سنه ١٣٩٩ هجریه قمریه اتّفاق افتاده است و اینك متن نامه:
- حضرت سيّد الفقهاء و المجتهدين حجة الاسلام و المسلمين آية الله تعالى فى العالمين که از برجستگان علم و تقوى، و داراى نفسى طيّب و لطيف و بدون هوى و از مراجع عظام شيعه بودند و در اين اواخر مرجعيّت به ايشان تقريباً انحصار يافت: الحاجّ السيّد محمّد الرضا الموسوى الگلپايگانى- اسکنه الله بحبوحة جنَّته- که با حقير فقير سوابقى بس درخشنده و روشن داشتهاند، بعد از کسالتى مديد که به سه سال منتهى گرديد چند روزى در بيمارستان شهر طهران بسترى شدند در ليله جمعه به هنگام اذان مغرب شب ٢٤ جمادى الثانيه سنه ١٤١٤ هجريّه قمريّه در سن نود و شش سالگى به خلع لباس تن و تخليع خلعت بقا آراسته گرديدند. فردا صبح از بيمارستان که در شميران بوده است تا راه آهن پس از تشييع عمومى جنازه را به بلده طيّبه قم حمل نموده و در روز شنبه سه ساعت به ظهر مانده (به واسطه کثرت جمعيّت و ازدحام عجيب مشيّعين مراسم تدفين در عصر روز شنبه صورت گرفت) از مسجد امام حسن مجتبى عليه السلام تا صحن مطهّر حضرت معصومه سلام الله عليها تشيّع و در محل بالاسر جنب قبر استادشان: مرحوم آية الله حاج شيخ عبد الکريم حائرى- تغمّده الله برحمته- دفن نمودند. فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا. (آيه ٢٣ از سوره احزاب ٣٣)
