
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
130مسأله وحدت وجود در بیان امام صادق علیه السلام
جابر بن حیان از استاد خود پرسد : تو می گویی که خدا همه جا هست و جایی وجود ندارد که خدا در آن نباشد؟
جعفر صادق گفت: بلى اى جابر این را من گفتم و عقیدهام چنین است.
جابر سؤال كرد: تو كه مىگوئى: خدا در همه جا هست ناگزیر باید تصدیق كنى كه خدا در همه چیز نیز هست!
جعفر صادق جواب مثبت داد.
جابر گفت: در این صورت گفته آنهائى كه مىگویند: خالق و مخلوق یكى است بایستى صحیح باشد. چون وقتى قائل بشویم كه خداوند در همه چیز هست باید تصدیق كنیم كه هر چیز و لو سنگ و آب و گیاه خداست.
جعفر صادق گفت: این طور نیست و تو اشتباه مىكنى و خدا در سنگ و آب و گیاه هست، ولى سنگ و آب و گیاه خدا نیست، همان طور كه روغن در چراغ هست ولى چراغ روغن نمىباشد.
خداوند در هر چیز هست اما براى این كه آن چیز اولًا به وجود آید و ثانیاً به زندگى جمادى یا گیاهى یا حیوانى ادامه بدهد و باقى بماند و از بین نرود.
مایه روشنائى چراغ یعنى بقاى آن روغن و فتیله است، اما چراغ، روغن و فتیله نیست.
روغن و فتیله براى خلق كردن شعله در چراغ است، و چراغ نمىتواند دعوى كند كه چون روغن و فتیله در او مىباشد پس او روغن و فتیله است، و محال مىباشد كه مخلوق كه از طرف خالق به وجود آمده بتواند خالق بشود. و تمام كسانى كه در گذشته عقیده به وحدت خالق و مخلوق داشتند، فریب شكل ظاهرى استدلال خود را مىخوردند. آنها مىگفتند كه چون خالق در هر چه در این جهان وجود دارد هست پس هر چه در این جهان وجود دارد خداست.
اگر این عقیده صحیح مىبود بایستى هر یك از موجودات این جهان داراى قدرت خدائى باشند چون خدا هستند. اما در سراسر جهان یك موجود نیست كه داراى قدرت خدائى باشد.
آیا هیچ یك از كسانى كه این عقیده را داشتند توانستند حتّى یك سنگریزه را
