اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج18

0
اعتقادات

جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیه‌السلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنی‌امیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیه‌السلام  • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیه‌السلام  • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیه‌السلام با مُلحدین  • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمی‌‌گویند  • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است  • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره  • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید  • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنی‌امیّه خصوصاً معاویه  • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنی‌امیه  • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام  • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعب‌الأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها  • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه

امام شناسی ج18

107
  • دارد، و من تحقیقاً كلام تو را تصدیق نمودم كه همگى اشیاء، ساخته شده و مصنوع مى‌باشند، و لیكن من نمى‌دانم شاید هلیله و جمیع اشیاء دیگر خودشان سازنده خودشان باشند!

  •  سپس امام صادق علیه السلام براى وى اثبات نمود كه آن محال است، و حتماً سازنده آنها غیر از خودشان مى‌باشد. به علَّت آنكه اشیاء مسبوق به عدم هستند،1 یعنى نبودند و سپس بود شدند، و به علّت آنكه این گونه ساختمان دلالت دارد بر آنكه سازنده‌اش حكیم و عالم است ـ إلى‌ غیر ذلك از براهین.

  •  و پس از آن پیوسته وى را در مناظره و مباحثه سیر مى‌دادند، و محور گفتار همان هلیله بود تا آنكه دلیل و برهان حضرت وى را مُعترف و مُقرّ به صانع واحد كرد بعد از آنكه رشته سخن آن دو نفر در بحث به علم نجوم و منجّمین كشیده گشت.

    1. حضرت بحث را دنبال مى‌نمايند تا مى‌رسند به اينجا که: چگونه او چرا آن هليله خودش را مفضول (پست‌تر از چيزهاى ديگر) و مأکول و تلخ و زشت ساخته است به گونه‌اى که نه بهاء و طراوت دارد و نه آب و رنگى؟ طبيب هندى گفت: به سبب آنکه آن هليله قوّت و قدرتى ندارد بر اينکه خودش را بسازد مگر همان طور که ساخته است، و يا اينکه خود را نساخته مگر همان طور که دلخواهش بوده است. من به او گفتم: اينک تو بر گفتار باطلت اصرار و ابرام مى‌ورزى بگو ببينم: چه موقع خود را آفريد و تدبير ساختمان وجودى و ماهوى خود را نمود؟! آيا پيش از آنکه لباس هستى و وجود در بر کرده باشد يا بعد از آنکه به وجود آمده بود؟! اگر اعتقادت چنان است که هليله پس از آنکه موجود شد خود را ايجاد نمود، پس اين کلام از روشن‌ترين محالات مى‌باشد! چگونه آن هليله موجود و ساخته شده بود و سپس خود را بار ديگر موجود کرد و ساخت؟!
      مصير و غايت سخن تو به اينجا منتهى مى‌گردد که هليله دو بار موجود و ساخته شده است. و اگر اعتقادت چنين باشد که هليله پيش از آنکه به وجود آيد خود را ايجاد کرده و تدبير سازمان وجودى خود را کرده است پس اين کلام از واضح‌ترين باطلها و آشکاراترين دروغها مى‌باشد. چرا که هليله قبل از آنکه بوده باشد چيزى نبوده است پس چگونه لا شى‌ء به وجود مى‌آورد شى‌ء را؟! چگونه تو معيوب مى‌دارى گفتار مرا که: شى‌ء به وجود مى‌آورد لا شى‌ء را، و گفتار خودت را معيوب نمى‌دارى که: لا شى‌ء به وجود مى‌آورد لا شى‌ء را؟! بنگر که کدام يک از دو گفتار به حق سزاوارتر است؟! («بحار الانوار»، طبع حروفى، ج ٣، ص ١٥٨)