
امام شناسی ج18
جلد هجدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم لدنّی امام صادق علیهالسلام»، «جنایات و تحریفات معاویه و اتباع او» و « بحثی پیرامون جعل حدیث توسط بنیامیه» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علوم لَدنّی و متنوّعِ حضرت امام صادق علیهالسلام • افتخار ابوحنیفه به شاگردی امام صادق علیهالسلام • مباحثات توحیدیِ امام صادق علیهالسلام با مُلحدین • در عُرف شیعه به غیر معصوم «امام» نمیگویند • لقب «امام» و «اولواالامر» مختص به معصوم است • لزوم حفظ آثار اسلامی مانند منبر و غیره • معاویه سیر نبوّت عادله را به طاغوتیّت جبّاره برگردانید • بحثی مشروح از جنایات و نفاقِ بنیامیّه خصوصاً معاویه • شرحی مفصّل از بازارِ جعل حدیث در میان بنیامیه • بحثی دربارۀ روایات مجعولۀ اسرائیلیات و کیفیت ورودش به دنیای اسلام • ابحاثی مفصّل دربارۀ مطاعنِ کعبالأحبار و ابوهریره و جعلیات آنها • تولّی و تبرّی، از اصول مسلّمۀ شیعه
امام شناسی ج18
105آنچه كه حواسِ من ادراك ننموده است؟!
من گفتم: از ناحیه همین هلیلهات!
او گفت: در این صورت این بهتر و گویاتر حجّت را اثبات مىنماید، زیرا هلیله جزء ادویه علم پزشكى مىباشد كه من اذعان1 به معرفتش دارم!
پس از آن حضرت امام صادق علیه السلام شروع كردند در القاء مسائلى كه اختصاص به هلیله داشت از كیفیت پیدایشش، و از وجود امثالش در دنیا، و آن طبیب با مكر و حیله در جواب از پاسخ درست شانه تهى مىنمود از ترس آنكه مبادا ملتزم گردد كه آن هلیله مصنوع مىباشد و وجودش دلالت بر خداوند صانع دارد. بحث تا به جائى منتهى گشت كه امام او را ملزم كردند به آنچه كه ابداً چارهاى از اعتراف به آن نداشت، و آن این بود كه آن هلیله لا بدّ از درختى بیرون آمده است.
تشریح امام صادق علیه السلام از دانه هلیله و اقرار مخالف
در اینجا امام علیه السلام به او گفتند:
أ رَأیتَ الإهْلِیلَجَةَ قَبْلَ أنْ تَعْقِدَ؟! إذْ هِىَ فِى قَمِعِهَا2 مَاءٌ بِغَیرِ نَوَاةٍ، وَ لَا لَحْمٍ، وَ لَا قِشْرٍ، وَ لَا لَوْنٍ، وَ لَا طَعْمٍ، وَ لَا شِدَّةٍ؟!
قال: نَعَمْ.
- در تعليقه ص ١٥٥ از ج ٣ «بحار» گويد: در بعضى از نسخهها اين طور آمده است: لانّها من أداة الطّبّ الّذى أدّعى معرفته. يعنى به جاى «اذعان» «ادعا» آمده است
- مجلسى در شرح اين عبارت («بحار الانوار» ج ٣ ص ١٥٩) گويد: قوله عليه السلام فى قمعها، فيروزآبادى گفته است: القَمَع با حرکت فتحه ميم عبارت است از دانه جوش که در ته پلکهاى چشم بيرون مىآيد، و گفته است: القَمِع با فتحه و کسره، و نيز در بر وزن عِنَب (يعنى بالعکس) عبارت است از آنچه به تَهِ خرما و نحو آن چسبيده است. انتهى. و بر هر دو تقدير استعاره است براى آنچه که بَدواً در درخت هليله همين که مىخواهد دانه ببندد پيدا مىشود يعنى پوست نازک و کوچکى که در آن آب مىباشد. و تعبير اوّل بليغتر است. و در آنجا که امام مىفرمايد: غير مجموع بجسم و قَمِع و تفصيل معنيش آن است که: آيا معقول مىباشد به آن چيزى زياد شود بدون آنکه جسمى از خارج بدان ضميمه گردد يا قَمِعى ديگر مثل آن، يا به غير قمع آن يعنى قلع و تفصيل آن- يعنى تفريق آن- تا آنکه داخل بشود در آن چيزى و يا ضميمه گردد آن به چيزى).
