
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
228و امّا وحدتِ زید وحدت عددى است. زیرا در برابر آن مىتوان عمرو و خالد را فرض نمود چه در خارج موجود باشد و چه نباشد.
صرف الوجود الذى لا أتم منه، کلما فرضته ثانیا فإذا نظرت إلیه فإذا هو هو
وجود داراى صرافت است؛ چرا که هر چه از معنى و مفاد آن، و از مصادیق آن، چه به نحو شدید باشد یا ضعیف، بزرگ و یا کوچک، مجرّد باشد و یا غیر مجرّد، متعین باشد و یا غیر متعین، ملکوتى باشد و یا مُلکى، عقلى باشد و یا نفسى و یا طبیعى؛ همه و همه در معنى صرف الوجود داخل هستند. و چون وجود را بِما هُوَ وُجودٌ در نظر گرفتهایم، جمیع این ملاحظات را با اسقاط حدود ماهویه ملاحظه نمودهایم.
و این است معنى گفتار مؤسّس «حکمة الإشراق» که:
صِرْفُ الوُجودِ الَّذى لا أتَمَّ مِنْهُ، کلَّما فَرَضْتَهُ ثَانیا فَإذا نَظَرْتَ إلَیهِ فَإذًا هُوَ هُوَ.
«صرف الوجودى که از آن تمامتر و کاملتر تحقّق ندارد، هر چیزى را در قبال و در برابر آن چیزِ دوّمى فرض کنى، پس چون نظرت را به سوى آن دوختى، خواهى دید که آن چیز دوّم همان چیز اوّل مىباشد.»
و بر همین اساس حضرت استاد قائل به «تشخّص وجود» بودند. و این مسئله ادقّ و اعمق و الطف و اعلى مسئله از مسائل وحدت وجود، در باب توحید حضرت حقّ مىباشد.
این مطالبى بود که از بحثهاى شفاهى و دروس ایشان استفاده مىنمودیم. جزاهُ اللَهُ عن الحقِّ خیرَ الجزاءِ.
و امّا آنچه را که در تعلیقه بحث ملّا صدرا در اینجا مرقوم داشتهاند براى اثبات بحث و نظریه وى اینست: «ملخّص برهان این مىباشد که هر هویتى که صحیح باشد از آن چیزى سلب گردد، متحصّل است از
