اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

227
  • مى‌باشد. لهذا او کلّ الوجود است همان‌طور که کلّ او وجود است.»1

  • تشریح علّامه (قدّه) حقیقت معنى وحدت بالصّرافه را

  •  حضرت استاد علّامه طباطبائى قدّس اللَه سرّه این مسئله را تحکیم و قواعدش را مبرهن فرموده‌اند، و در میان تلامذه ایشان از مسائل مسلّمه مبرهنه اصولیه علم فلسفه و توحید محسوب مى‌شود.

  •  بر اساس همین قاعده، نفى وحدت عددى را از ذات اقدس حضرت واجب عزّ شأنه نموده‌اند؛ و او را به وحدت حقّه حقیقیه که صرف الوجود است و وحدتش بالصّرافه مى‌باشد متّصف ساخته‌اند، و بر همین مرام شبهه ابن کمّونه را مندفع کرده‌اند.

  •  و وحدت بالصّرافه را این‌طور بیان نموده‌اند که: مراد از شى‌ء متّصف به وحدت، آن شى‌ء به نحو بساطت و محوضت و صرافت باشد که بر تمام معانى و مفاهیم و مصادیق محتوى بر آنها احاطه و شمول داشته باشد، به‌طورى‌که هر معنى و یا مصداقى را از آن شى‌ء در نظر بگیریم خارج از آن نبوده، بلکه داخل در آن بوده باشد و بتوان گفت: هُوَهُو است؛ به خلاف شى‌ء متّصف به وحدت عددى که نظیر و شبیه و مثل آن در خارج از آن تصوّر مى‌شود.

  •  مثلًا حقیقت معنى و مفهوم انسان که نفس ناطقه است، داراى معنى صرافت است؛ زیرا هر چه از این مفهوم و معنى و ماهیت را تصوّر نمائیم، در خود معنى انسانیت مفروضه وجود داشته و خارج از آن چیزى نمى‌باشد. معنى حیوان ناطق، و شى‌ء متحرّک بالاراده عاقل، و شى‌ء متعجّب و باکى، و بالأخره حقیقت افراد آن همچون زید و عمرو هر چه را تصوّر کنیم، در تصوّر اوّل ما که تصوّر انسان باشد، به نحو شمول و استیعاب و بساطت آمده و از آن بیرون نیست.

    1. «اسفار اربعه» طبع حروفى، ج ٦، ص ١١٠