اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

225
  • کسانى که پس از ایشان آمده‌اند، این بحث شریف را مهمل گذارده‌اند.

  •  اینست در دست ما از جوامع حدیث و کتب تفسیرى که از ایشان مأثور مى‌باشد. ابداً اثرى از این حقیقت در آنها نخواهى یافت؛ نه با بیانى مشروح، و نه با سلوک استدلالى.

  •  و ما نیافته‌ایم چیزى را که از روى چهره آن پرده برگیرد مگر آنچه را که در کلام امام‌ علىّ بن أبى طالب‌ علیه أفضل السّلام وارد شده است.

  •  زیرا کلام وى بود که این در را گشود، و پرده را از آن برداشت و حجابش را زدود؛ با بهترین سبیل و واضح‌ترین طریق از برهان علمى.

  •  و پس از وى بعد از سنه هزار از هجرت در کلام فلاسفه اسلامیین. و آنان نیز تصریح کرده‌اند که ما از کلام حضرت علیه السّلام استفاده نموده‌ایم.

  •  و اینست تنها سرّ در اقتصار ما در بحث روائى سابق، بر نقل نمونه‌هائى از غُرَر کلامش علیه السّلام که درخشنده و جالب است. زیرا سلوک در این مسئله و شرح آن از مسلک احتجاج برهانى و استدلال فلسفى، در گفتار غیر آن حضرت علیه السّلام یافت نمى‌شود.

  •  و به همین سبب بود که ما در این مسئله از عقد بحث فلسفى مستقلّ خوددارى نمودیم؛ زیرا براهینى که در این غرض و مقصد آورده شده است، مؤلَّف مى‌باشد از این مقدّماتى که در کلام حضرتش علیه السّلام روشن و مبین گردیده است، و زیاده بر آنچه در گفتار او آمده است نمى‌باشد. و جمیع آن براهین مبنى است بر «صرافت وجود» و «أحدیة الذّات» جلَّت عظمتُه.1و2»

    1. «الميزان فى تفسير القرءان» ج ٦، ص ١٠٩ و ١١٠
    2. حضرت استاد در تعليقه فرموده‌اند:
      «و براى شخص نقّاد بصير و متدبّر متعمّق جاى آن دارد كه شگفت او برانگيخته شود از بعضى از هفوات و پوچ‌سرائى‌هائى كه از عدّه‌اى از علماء اهل بحث سر زده است؛ در آنجا كه گفته‌اند: اين خطبه‌هاى علويّه كه در «نهج البلاغة» مى‌باشد، ساختگى و مدسوس‌ است‌. و بعضى گفته‌اند: آنها را سيّد شريف رضىّ‌ رحمة الله عليه وضع نموده است. ما سابقاً در اطراف اين سخن بى‌پايه و ساقط گفتگو داشته‌ايم.
      و اى كاش من مى‌دانستم كه چگونه وضع و دسّ و ساختگى بودن، مى‌تواند راه پيدا كند به سوى موقف علمىِ دقيق و عميقى كه قدرت و قوّت وقوف بر آن را نيافتند افهام علماء و انظار و آراء فلاسفه و دانشمندان در قرون متماديه؛ حتّى پس از آنكه وى عليه السّلام باب آن را باز كرد و پرده‌اش را بالا زد. تا اينكه توفيق فهم و ادراك آن حاصل شد بعد از آنكه در طىّ طريق فكر مترقّى به مقدار مسير يك هزار سال راه پيموده شد. و احدى از صحابه و تابعين غير از او عليه السّلام طاقت نياوردند تا آن را حمل كنند و بفهمند.
      آرى گفتار اين دسته از نسبت دهندگان به وضع و جعل، با بلندترين ندا حاكى از آن مى‌باشد كه ايشان چنين گمان داشته‌اند كه حقائق قرآنيّه و اصول عاليه علميّه چيزى نمى‌باشد مگر مفاهيم مبتذله عامّيّه؛ و فقط برترى آنها بواسطه لفظ فصيح و بيان بليغ است.»