
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
204فرمودهاند:
«خطاب دیگرى مىباشد به پیغمبر اکرم صلّى اللَه علیه و آله با امر کردن به او که اهل کتاب را به عدم غلوّ در دینشان فرا بخواند؛ و اهل کتاب به خصوص نصارى مبتلاى بدین مصیبت هستند. «غالى» به معنى متجاوز از حدّ است در افراط و زیاده روى؛ و در مقابل آن «قالى» به معنى متجاوز از حدّ است در تفریط و کوتاهى.
و دین خدا که کتب نازل شده آن را تفسیر مىنماید، امر به توحید و نفى شریک مىکند؛ و نهى از اتّخاذ شریکان براى خدا مىنماید. عامّه یهود و نصارى بدین امر مبتلى مىباشند و اگرچه امر نصارى شنیعتر و فظیعتر است. خداوند تعالى مىفرماید:
﴿وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ. اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ﴾.1
«و یهودیان گفتند: عُزَیر ابن اللَه است، و نیز نصرانیان گفتند: مسیح ابن اللَه است. این کلام اینها لقلقه دهانهایشان مىباشد و اینها بواسطه این کلامشان مشابهت مىرسانند کلام کسانى را که کفر ورزیدهاند از امم سابقه؛ خدا اینها را بکشد اینها از حقّ به کجا منصرف مىشوند.
یهودیان و نصرانیان، علماء و تارکان دنیاى خودشان را اربابان و صاحب تدبیران خودشان اتّخاذ مىکنند به غیر از خداوند. و مسیح بن مریم را نیز ربّ و
- آيه ٣٠ و ٣١، از سوره ٩: التّوبة
