
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
178اللُّطْفِ فَجَازَ هَوَاجِسَ الافْکارِ. یا مَنْ تَوَحَّدَ بِالْمُلْک فَلَا نِدَّ لَهُ فِى مَلَکوتِ سُلْطَانِهِ، وَ تَفَرَّدَ بِالآلاءِ وَ الْکبْرِیاءِ فَلَا ضِدَّ لَهُ فِى جَبَرُوتِ شَأْنِهِ.
یا مَنْ حَارَتْ فِى کبْرِیاءِ هَیبَتِهِ دَقَائِقُ لَطَائِفِ الاوْهَامِ، وَ انْحَسَرَتْ دُونَ إدْرَاک عَظَمَتِهِ خَطَائِفُ أَبْصَارِ الانَامِ.
یا مَنْ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِهَیبَتِهِ، وَ خَضَعَتِ الرِّقَابُ لِعَظَمَتِهِ، وَ وَجِلَتِ الْقُلُوبُ مِنْ خِیفَتِهِ.1
«اى آنکه در مقام عزّت چنان رفعت یافتى تا از خاطره چشمها (نظارة چشمها ـ خ ل) درگذشتى. (آنها را نظاره کنان به سویت باقى نگهداشتى و خود بالا رفتى!) و در مقام لطف چنان نزدیک شدى که به خاطرات افکار و اندیشههاى عقلها رسیدى و آنها را بررسى نموده و عبور کردى!
اى آنکه در سلطنت و حاکمیت بر نفوس یگانه مىباشى، تا شریک و همتا و انبازى براى تو در ملکوت قدرتت وجود ندارد، و در اعطاى نعمتها و بزرگى خودت متفرّد و متوحّد هستى، تا جائى که ضدّ و معاندى در جبروت شأن و شوکتت راه ندارد.
اى آنکه در بزرگى و کبریائیت هیبتت، دقیقههاى لطیفههاى اندیشهها و افکار متحیر و سرگردان گشتند؛ و پیش از بلوغ به ادراک عظمتت، تیزى و تندى دیدگان مردمان تیزبین و دورنگر سپر انداخته و عاجز شده، و حجاب فهم و عقل و ادراک را از رخ برافکندهاند.
اى آنکه جمیع مقامات و وجوه و راستاها در برابر هیبتت سر تسلیم و خشوع فرود آوردند، و گردنهاى استقلال و خویشتن منشى، در برابر عظمتت به فروتنى و خضوع در آمدهاند، و دلها از خوف و دهشت جلال و جبروتت به
- «مصباح المتهجّد» طبع سنگى، ص ٥٥٨
