اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

85
  •  و اى کسى که حقیقت این وقایع را نمى‌شناسى؛ مباد آن را مستبعد بشمارى! و یا شیطان در جائز بودن آنچه را که ما براى تو روایت کردیم، راه شکى را مفتوح سازد! بلکه باید تصدیق‌کننده باشى!

  •  آیا نشنیده‌اى که خداوند مى‌گوید: چون پروردگار او (موسى) بر کوه تجلّى کرد، آن را خرد و پاره ساخت و موسى به حالت بى‌هوش بر روى زمین افتاد!»] [«فلاح السّائل» ص ١٠٧ و ١٠٨]

  •  بارى انسان اگر بخواهد که این عوالم را بالکشف و الشّهود بدست آورد باید بزرگى مقصود را بقدر خود تعیین نماید و بداند که طالب چیست و عظمت مطلوبش به چه اندازه است، تا جِدّش در طلبْ لایق مطلوب باشد.

  •  مثلًا طالب کدخدائى یک ده جِدّش قطعاً به‌اندازه طالب سلطنت عالم نمى‌شود.

  •  و لیکن چون این مطلوب بزرگى و عظمتش در شرف و نور و بهاء و سلطنت و لذّت به اندازه‌اى است که أبداً تصوّر کنْه او را لا سیما مبتدى نمى‌تواند بکند، بلکه هر چه تصویر نماید یکى از هزاران حقیقت آن نخواهد شد؛ لذا اجمالًا باید قیاس بقدر معقولات و معلومات خود نماید. مثلًا شرافتهائى که در عالم حسّ و شهادت مى‌بیند از بزرگان دنیوى، و قرب سلاطین، و خود سلطنت و سلطنت‌هاى تمام عالم را فرض بکند، بعد از آن قیاس کند سلطنت آسمانها را، ببیند که چه درجه عظمت و شرافت مى‌بیند؟! آن‌وقت قیاس بکند عالم محسوس را به عالم غیب ملکوت و جبروت و غیره، آن‌وقت برگردد در کیفیت سلطنت سلاطین دنیا فکرى کند، آن‌وقت به سلطنت معنوى‌