اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

84
  • 1

    1. --> خواهد بود معاينه بيند. و رسول صلّى اللَه عليه و آله از اينجا فرمود كه: لا تَرْفَعوا رُءوسَكُمْ فَإنّى أراكُمْ مِنْ أمامى وَ مِنْ خَلْفى.
      و بيشتر خرق عادات كه آن را كرامات گويند از إشراف بر خواطر و اطّلاع بر مغيبات و عبور بر آتش و آب و هوا و طىّ زمين و غير آن در اين مقام پديد آيد و اين معنى را به نزد ارباب حقيقت زياده اعتبارى نبود، چو اهل ضلال را نيز اين معنى صورت بندد؛ چنانكه رسول صلّى اللَه عليه و آله از ابن صيّاد پرسيد: ما تَرَى؟! قالَ: أَرَى عَرْشاً عَلَى الْماءِ! فَقالَ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: ذاكَ عَرْشُ إبْليسَ. و آنچه در نقل آمده كه دجّال مرده را زنده خواهد گرداند هم ازين قبيل است. و حقيقت كرامات جز اهل دين را نتواند بود؛ و آن بعد از كشف روحى در مكاشفات خفىّ بديد آيد؛ زيرا كه روحْ كافر و مسلمان را هست؛ امّا خفىّ، روح خاصّى است كه آن را نور حضرتى خوانند و جز به خاصّان حضرت ندهند؛ چنانكه فرمود: ﴿كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ.﴾ و در مطلق روح فرمود: ﴿يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‌ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ.﴾ و در حقّ رسول صلّى اللَه عليه و آله فرمود: ﴿وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا﴾، يعنى نور خاصّ حضرتى به بعضى از بندگان خود دهم تا بواسطه آن به عالم صفات ما راه يابند.
      و چنانكه دل واسطه عالم ملك و ملكوت آمد كه يك روى در عالم ملكوت و ديگرى در عالم ملك، تا بدان روى كه در عالم ملكوت دارد قابل فيضان نور عقل و روح گردد، و بدين روى كه در عالم ملك دارد آثار انوار روحانيّات و معقولات به نفس و تن مى‌رساند. و سرْ واسطه عالم روح و دل آمد، تا بدان روى كه در روح دارد استفادت فيض او كند و بدان روى كه در دل دارد حقايق آن فيض بدو مى‌رساند؛ همچنين خفىّ واسطه عالم صفات خداوندى و روحانيّت آمد، تا قابل مكاشفات صفات حضرتى گردد و عكس آن به عالم روحانيّت رساند و اين مجموع را كشف صفاتى خوانند.
      و حضرت عزّت در اين حال اگر به صفت عالِمى مكاشف شود علم لَدُنّى بديد آيد، و اگر به صفت جلال مكاشف گردد فناءِ حقيقى، و على هذا به نسبت با ساير صفات. امّا كشف ذاتى مرتبه بس بلند و سامى است كه در عبارت نگنجد و اشارت در آن صورت نبندد. و جعَلَنا اللَهُ مِن الفائِزينَ به