
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
75بنده مؤمن عارف مىگوید: من راضى هستم به رضوان خداوندى و به کرامت وى؛ و بیرون مىرود روح از بدنش همانطورىکه مو از خمیر بیرون مىرود؛ و در اطراف سر او فرشتگان ایستادهاند در حالتى که در دو دست هر یک از آنان یک کاسهاى پر از آب کوثر، و کاسهاى از شراب وجود دارد؛ از آنها به وى مىآشامانند تا سکرات موت و تلخى آن از میان مىرود. و او را به بشارت عظیمى بشارت مىدهند و به او مىگویند: پاک و پاکیزهاى! و محلّ سکونت تو نیز پاک و پاکیزه مىباشد! تو بر خداوند صاحب عزّت و صاحب کرامت که حبیب است و قریب، وارد شدهاى!
در این حال روح او از دست فرشتگان در پرواز مىآید؛ و با سرعتى بیشتر از سرعت بازگشت شعاع نور چشم به چشم، به سوى خدا مىرود؛ در این صورت نه دیگر حجابى وجود دارد، و نه پردهاى در میان او و خداى تعالى. و خداوند هم مشتاق اوست. و مىنشیند بر کنار چشمهاى از سمت راست عرش خدا.
سپس به او گفته مىشود: اى روح! چگونه تو دنیا را ترک کردى؟ روح مىگوید: اى خداى من! و اى سید و آقاى من! سوگند به مقام عزّت و جلالت که من هیچ علمى و توجّهى به دنیا ندارم و از هنگامى که مرا آفریدى تا الآن من متوجّه تو و نگران به سوى تو بودهام!
خداوند مىفرماید: راست گفتى! تو با جسمت و پیکرت در دنیا بودى و با روح و جانت با من بودى! بنابراین تو در برابر دیدگان من هستى! من از پنهان و از آشکارت خبر دارم! بخواه از من هر چه مىخواهى که من به تو اعطا مىکنم، و خواهش کن از من که من تو را گرامى مىدارم! اینست بهشت من! با آرامش در آن سیر کن و گام بردار! و اینست عهد و امان من! در آن سکونت گزین!
روح عرض مىکند: اى خداى من! تو خودت را به من شناسانیدى و من
