اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

64
  • خبر مى‌دهد با خدایش راز و مناجات دارد؛ همان‌طور که خداى تعالى از حضرت موسى (على نبینا و آله و علیه السّلام) خبر داده است که در وعده‌گاهش به خدا گفت: و من اى پروردگارم، به سویت شتافتم تا خشنود شوى.

  •  و پیغمبر صلّى اللَه علیه و آله و سلّم از حالت موسى این‌طور تفسیر نموده است که: «وى نه خوراک خورد، و نه آب آشامید، و نه بخواب رفت، و نه به چیزى از این امور اشتها داشت، در رفتن و آمدنش به سوى خدا در چهل روز؛ از اشتیاق به پروردگارش.»

  •  و هنگامى که وارد میدان شوق شدى بر وجود خودت و بر مرادت که از دنیادارى تکبیر مرگ را بزن، و جمیع آنچه مایه انس و الفت است رها کن، و از غیر آنکه به او اشتیاق دارى روى بگردان، و در میان حیات و مرگت به اللَهمّ لبّیک، نداى خدا را پاسخ بگو؛ (خداوند اجرت را عظیم مى‌گرداند. و مَثَل شخص مشتاق به خدا، مانند شخص غریق مى‌باشد که تمام همّ و غمّ خود را مصروف براى نجات خودش مى‌کند و همه چیز را غیر از آن فراموش مى‌نماید).»]

  • مطالب «علل الشّرائع» در علوّ مقام عرفاء

  •  و در «علل الشّرائع» روایت کرده است از حضرت رسالت پناه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم:

  •  إنَّ شُعَیباً بَکى مِنْ حُبِّ اللَهِ عَزّ وَ جَلَّ حَتَّى عَمِىَ فَرَدَّ اللَهُ عَلَیهِ بَصَرَهُ، ثُمَّ بَکى حَتَّى عَمِىَ فَرَدَّ اللَهُ عَلَیهِ بَصَرَهُ، ثُمَّ بَکى حَتَّى عَمِىَ [فَرَدَّ اللَهُ عَلَیهِ‌] بَصَرَهُ.

  •  فَلَمَّا کانَتِ الرَّابِعَةُ أَوْحَى اللَهُ إلَیهِ: یا شُعَیبُ! إلَى مَتَى یکونُ هَذَا مِنْک أَبَداً؟! إنْ یکنْ هَذَا خَوْفاً مِنَ النَّارِ فَقَدْ أَجَرْتُک؛ وَ إنْ یکنْ شَوقاً إلَى الْجَنَّةِ فَقَدْ أَبَحْتُک!

  •  فَقَالَ: إلَهِى وَ سَیدِى! أَنْتَ تَعْلَمُ أَنِّى مَا بَکیتُ خَوْفاً مِنْ نَارِک وَ لَا شَوْقاً إلَى جَنَّتِک، وَ لَکنْ عُقِدَ حُبُّک عَلَى قَلْبِى فَلَسْتُ أَصْبِرُ أَوْ أَرَاک!

  •  فَأَوْحَى اللَهُ جَلَّ جَلَالُهُ: أَمَّا إذَا کانَ هَذَا هَکذَا فَمِنْ أَجْلِ ذَلِک‌