اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

52
  • دیگر نمى‌ماند براى انبیاء و اولیاء و عرفاى حقّه الّا همین‌ها که اغلب عوام دارند.

  • کسانى که ادّعاء تنزیه صرف مى‌کنند خود مبتلا به معرفت بالوجه هستند

  •  بارى اگر انسان یک ذرّه بصیرت داشته باشد، خواهد دید همین اشخاص هم که نفى‌ معرفت بالوجه‌ را مى‌کنند، ناچار و اضطراراً خودشان هم تا یک درجه مبتلا به معرفت به وجه عقد قلبى اعتقادى هستند. و همین معرفت جزئى عقد قلبى شان منافى با آن تنزیه صرف است که در مقام دعوى مى‌گویند. چرا که همین‌ها در مقام دعا مثلًا، که خداوند را عرض مى‌کند: تو رحمانى! تو رحیمى! تو غفورى! به من چنین و چنان بکن! قطعاً مجرّد حروف که به‌هیچ‌وجه معنى آن را چیزى تصوّر ننمایند قصد نمى‌کنند؛ لا بدّ ذاتى را قصد مى‌کنند که واجد این صفت است و لو به وجهى که مطابق توصیف ذوات امکانیه نباشد، و تصوّر نمایند که رحمت خداوند منزّه از معنى رحمتى است که مستلزم تأثّر و رقّت قلب است؛ و لیکن همین معنى را هم اجمالًا باز تصوّر مى‌کنند که ایشان را ایمان و اطمینان به این معنى باعث مى‌شود به تضرّع و دعا. و این مطلب و این معرفت جزئى عقد قلبى هم منافات با آن تنزیه صرف دارد که ادّعا مى‌کنند.

  •  و کسانى که دعواى معرفت و امکان معرفت مى‌نمایند غیر این نمى‌گویند که: این معانى اجمالیه از اسماء و صفات الهیه جلّ جلاله که شما در عقد قلبى اعتقاد به او دارید، ما به طریق کشف و شهود، و حقایق آنها را به همین قیود تنزیهیه رسیده‌ایم، و همان حقایق که به ما منکشف شده، در عالم تصوّر و عقد قلبى مطابق همانست که محقّقین متکلّمین امامیه رضوان اللَه علیهم دارند؛ فرقش همان [فرقِ‌] مرتبه‌ تصوّر و وجدان‌ است.

  •  نظیر فرق آنکه انسان معنى شیرینى را عِلماً مطابق واقعش بداند که عبارت از کیفیت ملائمه‌اى است که از وصول کیفیت بعضى از اجسام به اغشیه منتشره به سطح دهان حاصل مى‌شود؛ و اینکه شیرینى را بخورد. این دو مطلب را به یک لحاظ مى‌شود گفت که عین همند و به یک لحاظ مى‌شود گفت‌