
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
35گفت: آرى، و او را پیش از روز قیامت هم دیدهاند!
من گفتم: در چه زمان؟!
گفت: در زمانى که به آنها گفت: آیا من پروردگار شما نیستم؟! گفتند: بلى!
پس از آن حضرت قدرى سکوت کردند و سپس گفتند: تحقیقاً مؤمنین در دنیا هم قبل از روز قیامت وى را مىبینند! آیا تو او را در همین زمان و وقت فعلى خود ندیدى؟!
أبو بصیر گفت: من بحضرت عرض کردم: فدایت شوم، آیا من این قضیه واقعه را که اینک واقع شد، از تو براى دیگران روایت بنمایم؟!
گفت: نه! به علّت آنکه اگر تو آن را حدیث کنى و منکرِ جاهلى به معنى و مفاد گفتار تو آن را انکار کند، و سپس در نزد خود آن را تشبیه بپندارد؛ در این صورت کافر مىشود. آرى رؤیت با دل مانند رؤیت با چشم نیست؛ بلند است خداوند از توصیفى که اهل تشبیه و الحاد مىکنند.»]
وَ بِإسْنَادِهِ عَنِ الْکاظِمِ عَلَیهِ السَّلَامُ قَالَ: لَیسَ بَینَهُ وَ بَینَ خَلْقِهِ حِجَابٌ غَیرُ خَلْقِهِ. احْتَجَبَ بِغَیرِ حِجَابٍ مَحْجُوبٍ وَ اسْتَتَرَ بِغَیرِ سِتْرٍ مَسْتُورٍ.1
[«و نیز شیخ صدوق از حضرت امام موسى کاظم علیه السّلام روایت کرده است که حضرت گفتند: ما بین خداوند و مخلوقاتش هیچ پرده و حجابى وجود ندارد، غیر از خود مخلوقات خداوند. از مخلوقاتش پنهان شد بدون پرده و حجاب پنهان کنندهاى، و مستور گردید بدون ساتر پوشندهاى!»]
- در «اصول كافى» ج ١، باب النّهى عن الجسم و الصّورة، ص ١٠٥، از محمّد بن الحسن، از سَهل بن زياد، از محمّد بن إسماعيل بن بَزيع، از محمّد بن زيد روايت كرده است كه گفت: من به محضر حضرت امام رضا عليه السّلام رسيدم تا از توحيد از او بپرسم. و او بر من املاء نمود: الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ الأشْياءِ إنْشاءً، وَ مُبْتَدِعِها ابْتِداعًا بِقُدْرَتِهِ وَ حِكْمَتِهِ، لا مِنْ شَىْءٍ فَيَبْطُلَ الاخْتِراعُ، وَ لا لِعِلَّةٍ فَلا يَصِحَّ الابْتِداعُ. خَلَقَ ما شاءَ كَيْفَ شاءَ مُتَوَحِّدًا بِذَلِكَ الإظْهارِ حِكْمَتِهِ وَ حَقيقَةِ رُبوبيَّتِهِ. لا تَضْبطُهُ الْعُقولُ، وَ لا تَبْلُغُهُ الاوْهامُ وَ لا تُدْرِكُهُ الأبْصارُ، وَ لا يُحيطُ بِهِ الْمِقْدارُ. عَجَزَتْ دونَهُ الْعِبارَةُ، وَ كَلَّتْ دونَهُ الأبْصارُ، وَ ضَلَّ فيهِ تَصاريفُ الصِّفاتِ. احْتَجَبَ بِغَيْرِ حِجابٍ مَحْجوبٍ، وَ اسْتَتَرَ بِغَيْرِ سِتْرٍ مَسْتورٍ. عُرِفَ بِغَيْرِ رُؤْيَةٍ، وَ وُصِفَ بِغَيْرِ صُورَةٍ، وَ نُعِتَ بِغَيْرِ جِسْمٍ؛ لا إلَهَ إلّا اللَهُ الْكَبيرُ الْمُتَعالِ.
