
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
282حاج شیخ قانع به مطالب عرفانیه توحیدیه آقا حاج سید أحمد نشدند؛ بعد از رحلت مرحوم آقا سید أحمد، یکى از شاگردان مرحوم قاضى به نام «آقا سید حسن کشمیرى» که از همدورگان آیة اللَه آقاى حاج شیخ على محمّد بروجردى و آقا سید حسن مسقطى و آن ردیف از تلامذه مرحوم قاضى بود، بناى بحث و مکالمه را با مرحوم حاج شیخ باز کرد، و آنقدر بحث را بر اساس استدلال و برهان مرحوم حاج سید أحمد تعقیب کرد که حاج شیخ را ملزم به قبول نمود.»1
اشعار حاج شیخ در عدول از تشکیک در وجود به وحدت وجود
شاهد در آستین ما، در عدول مرحوم کمپانى از عقیده فلاسفه به تشکیک در وجود، به عقیده عرفاء به وحدت وجود؛ اشعار ایشانست در کتاب حکمت خود به نام «تحفة الحکیم» که راجع به اتّحاد و هو هویت مىفرمایند:
صَیرورَةُ الذّاتَینِ ذاتاً واحِدَهْ *** خُلْفٌ مُحالٌ وَ الْعُقولُ شاهِدَهْ (١) وَ لَیسَ الاتِّصالُ بِالْمُفارِقِ *** مِنَ الْمُحالِ بَلْ بِمَعْنًى لائِقِ (٢) کذَلِک الْفَناءُ فى الْمَبْدَإِ لا *** یعْنَى بِهِ الْمُحالُ عِنْدَ الْعُقَلا (٣) إذِ الْمُحالُ وَحْدَةُ الاثْنَینِ *** لا رَفْع إنّیتِهِ فى الْبَینِ (٤) وَ الصِّدْقُ فى مَرْحَلَةِ الدَّلالَهْ *** فى الْمَزْجِ وَ الْوَصْلِ وَ الاسْتِحالَهْ (٥) فَالْحَمْلُ إذْ کانَ بِمَعْنَى هُوَهُو *** ذو وَحْدَةٍ وَ کثْرَةٍ فَانْتَبِهوا (٦)2 - «توحيد علمى و عينى»، ص ٣٢٤ و ٣٢٥
- «تحفة الحكيم» طبع مطبعه النّجف، با مقدّمه عالم ذى قيمت آية اللَه شيخ محمّد رضا مظفّر (ره)، ص ٤٠ و ٤١
دانشمند معظّم عالم فاضل نحرير محقّق مدقّق عاليمقام، برادر گرامى و صديق ديرين حميم حقير: حضرت آقاى حاج سيّد عزيز اللَه طباطبائى يزدى مدّ ظلّه العالى، روزى از حقير طلب نمودند تا تحفه مرحوم حاج شيخ أعلى اللَه مقامَه را شرح كنم. حقير مضافاً بعدمِ لياقتى و استعدادى و فعليّتى لهذا الامر الخطير، عرض كردم:
چون فعلًا نوشتجات حقير در مجلّدات دورهاى «اللهشناسى» و «امامشناسى» و «معادشناسى» است، و هر كدام يك از اينها دورهاى است كه شامل چندين مجلّد مىگردد، و تمام اوقات را بعضاً در شبانهروز اشغال مىنمايد؛ دست آزيدن به تأليفى مستقلّ آن هم در سطح مطالب عاليه و غوامض فلسفيّه و حكمتيّه مرحوم شيخ، شايد موجب وقفه در آن منظور گردد.
اينك به طلّاب گرام و محصّلين حوزههاى علميّه ذوى العزّة و الاحترام، توصيه مىگردد كه عذوبت و سلاست منظومه شيخ به قدرى است كه دلنشين و جالب توجّه همگان از علما و فضلا مىباشد. سزاوار است عين آن ابيات را به عنوان سند و مستند، مانند ابيات نصاب الصِّبيان و الفيّه ابن مالك، و اشعار منظومه حكيم متألّه سبزوارى، از بر كنند؛ تا خداوند به حول و قوّه خود آيتى را برانگيزاند تا «تحفه» را با نهايت اتقان شرحى مناسب متن بنمايد. و لا حولَ و لا قوّةَ إلّا باللهِ العلىِّ العظيمِ.
