
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
279حسین کمپانىّ اصفهانىّ نجفى رضوان اللَهُ تعالى علیه؛ از همین منبع برخاسته است.
سید مىگوید: وجود داراى تشخّص و وحدت است و ذات حقّ، ازلى و ابدى و نامتناهى است، تعین بر نمىدارد. و جمیع عوالم نیست و نابودند در وجود وى، و وجودشان غیر اعتبارى و مجازى و انتسابى بیش نیست.
شیخ مىگوید: وجود داراى تشخّص و وحدت نیست. وجود داراى تشکیک در مراتب است. موجودات فناء محض ندارند. تعین و محدودیت اشیاء تنافى با هستى مطلق حقّ تعالى ندارد. و بالأخره همه موجودات داراى اصالتند؛ غایة الامر با حدود و انّیات ضعیفه، به خلاف حقّ تعالى که حدّش اکبر، و تعینش اوسع است بهطورىکه جمیع موجودات را فرا مىگیرد؛ امّا دیگر در موجودات توقّف مىکند و در آنجا توحید (وحدت) حاصل نمىگردد؛ و فناء اشیاء به تمام معنى الکلمه در ذات اقدسش، گفتارى و پندارى بیش نمىباشد و حقیقتى ندارد.
«علّت تأبّى شیخ از تسلیم شدن بر وحدت ذات اقدس او، و معیت او با موجودات، و سیطره و احاطه وجودى او بر همه عالم و جمیع اشیاء، و انمحاء و اندکاک همگى ذاتاً و صفةً و فعلًا در ذات او؛ فقط و فقط خود را موجود در قبال حقّ دانستن است، که مرحوم سید از آن تعبیر به جَبَلانیت نموده است.
و دیگر استلزام احاطه وجودى حقّ، بر معایب و مضارّ و مفاسد و قبائح، که مرحوم شیخ از آن تعبیر به لزوم مفاسد شنیعه کرده بود.
امّا آن هستى جز کوه تخیلى هستى چیزى بیش نیست؛ و خواهى نخواهى باید شکسته شود. و امّا این استلزام نیز صحیح نیست؛ زیرا حقائق وجودیه موجودات و اشیاء اندکاک در ذات حقّ دارند، نه معایب و قبائح و مفاسد. مرجع این امور عند التّحلیل، امور عدمیه هستند. نقصانها و ماهیات
