
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
274١ ـ من ذاتم و حقیقتم تو هستى؛ یا آنکه من من، و تو تو هستى و بنابراین، دو تا اله و معبود است؟! نه، دور است از من، دور است از من، که دو تا اصل و حقیقت و إله و معبود را اثبات کنم!
٢ ـ هویت و انّیت من از آن تو مىباشد، که در عدم صرف و نیستى محض من همیشه در آمده است. تمام حقیقت وجود و ثبات و اصالت تو، در تمام واقعیت نیستى و عدم محض من بر آمده است. و لهذا از دو وجهه اشتباه حاصل شده است: وجهه اصل و حقیقت وجود تو، و وجهه مجاز و واقعیت عدم و فنا و نیستى من!
٣ ـ پس هر کجا که مىنگرم، ذات تو را در وجود خودم چگونه و کجا مىتوانم متحقّق بدانم، درحالىکه واضح و هویدا گشته است که ذات من آنجا است که اصلًا مکانى و محلّى و قرارى براى من موجود نیست.
٤ ـ آرى نور سیما و وجه تو مىباشد که بر پیشانى من گره خورده و استوار شده است؛ در چشم دل و بصیرت من، و یا در چشم بصر و دیدگان حسّى من!
٥ ـ انّیت و هستى من است که میان من و میان تو منازعه در افکنده است! پس تقاضا دارم تا با لطف خودت انّیت و هستى مرا از میانه بردارى!1
- جناب محترم آقاى دكتر سيّد يحيى يثربى استاد فلسفه در دانشگاه تبريز در كتاب شريف خود: «فلسفه عرفان» تحليلى از اصول و مبانى و مسائل عرفان، در طبع دوّم مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم، از ص ٤١٧ تا ص ٤٨٢ بحثى را تحت عنوان «فناء فى اللَه و بقاء باللَه» شروع كردهاند و پايان دادهاند.
و چون از ص ٤٤٥ تا ص ٤٨٠ را تقريباً پيرامون مصاحبات و مباحثات حقير با استاد عاليقدر فقيدمان، علّامه دوران و حكيم زمان و عالم باللَه و بأمر اللَه و عارف كامل، جامع معقول و منقول آيت عظماى الهى: علّامه حاج سيّد محمّد حسين طباطبائى تبريزى أرواحُنا لترابِ مرقدِه الفداءُ، اختصاص داده بودند؛ براى مزيد توضيح و رفع شبهات متوهّمه از -->
- جناب محترم آقاى دكتر سيّد يحيى يثربى استاد فلسفه در دانشگاه تبريز در كتاب شريف خود: «فلسفه عرفان» تحليلى از اصول و مبانى و مسائل عرفان، در طبع دوّم مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم، از ص ٤١٧ تا ص ٤٨٢ بحثى را تحت عنوان «فناء فى اللَه و بقاء باللَه» شروع كردهاند و پايان دادهاند.
