اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

270
  • رباعیها بسیار بر قوّال داده باشم، و در آن ذوق مدّتها بمانده؛ یکى اینست:

  • این من نه منم، اگر منى هست توئى‌***ور در بر من پیرهنى هست توئى‌
  • در راه غمت نه تن به من ماند نه جان‌***ور زانکه مرا جان و تنى هست توئى‌
  •  و در آن مقام که حلول کفر مى‌نمود و اتّحاد توحید، گفته بودم:

  • أنَا مَنْ أهْوَى، وَ مَنْ أهْوَى أنَا***لَیسَ فى الْمِرْءَاتِ شَىْ‌ءٌ غَیرُنا (١)
  • قَدْ سَهَا الْمُنْشِدْ إذا انْشِدُهُ‌***نَحْنُ روحانِ حَلَلْنَا بَدَنا (٢)
  • أثْبَتَ الشِّرْکةَ شِرْکاً واضِحاً***کلُّ مَنْ فَرَّقَ فَرْقاً بَینَنا (٣)
  • لا انادیهِ وَ لا أذْکرُهُ‌***إنَّ ذِکرى وَ نِدائى یا أنَا (٤)1
  •  إلى آخره.

  •  بعد از آن، چون قدم در نهایت مقام توحید نهادم، غلط محض بود؛ الرُّجوعُ إلى الْحَقِّ خَیرٌ مِنَ التَّمادى فى الْباطِلِ‌،2 برخواندم.

  •  اى عزیز! تو نیز اقتدا به همین کن! گو چون نظر بر قول خداى تعالى افتاد

    1. (١) من همان كسى هستم كه عاشق اويم؛ و كسى كه عاشق اويم من هستم. در آئينه چيزى بجز ما موجود نيست.
      (٢) تحقيقاً گوينده غزل خطا كرد هنگامى كه من به او غزل مى‌دادم كه: ما دو تا جان مى‌باشيم كه در يك بدن داخل شده است.
      (٣) شركت ميان من و او را كه شرك روشنى است، به وجود آورده است هر كس كه ميان من و او بخواهد فرق گذارد.
      (٤) من او را از دور صدا نمى‌زنم، و از نزديك در خاطرم نمى‌آورم؛ تحقيقاً ياد من و نداى من او را، نداى من به خود من مى‌باشد.
    2. «بازگشتن به سوى حقّ بهتر است از ادامه راه باطل.»