
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
267فصلٌ بالخیر: چون نوبت دوّم که مکتوب مطالعه کردم، نظر بر رباعى کیشى افتاد، و به خاطر آمد که آنچه در آن مقام مکشوف شده و بدان مبتهج گشته که بر حقیقت آن اطّلاع یافته، آنست که روزى چند در اوایل، این ضعیف در آن مقام افتاد، و خوش آمدش آن مقام، و لیکن از آن مقام بگذشت. یعنى چون از بدایت و وسط مقام مکاشفه درگذشت و به نهایت مقام مکاشفه در رسید، غلط آن أظهر من الشّمس معلوم شد، و در قطب آن مقام یقینى پیدا شد که شک را در آنجا مدخل نیست.
پس اى عزیز! مىشنوم که اوقات شما به طاعات موظّف است، و عمر به آخر رسیده، دریغ باشد که در بدایت مقام مکاشفه به طریقى که کودکان را به جوزى و مویزى چند بفریبند تا به مکتب روند، به معارفى چند که چون خَذَف باشد، باز مانند. و اکثر آیات بینات قرآن را جهت آیتى چند معدود متشابه تأویل کنند.
چنانکه آیت محکم، این آیت است که: ﴿قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ﴾ ـ الخ،1 و اخواتها را تأویل کنند. ﴿وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَهَ رَمى﴾2 را مقتدا سازند، و ندانند که جهت تفهیم خلق، تا خصوصیت رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم را بدانند، فرموده است.
چنانکه پادشاهى که مقرّبى را به مُلکى فرستد، گوید که: دست او دست من است، و زبان او زبان من است. و شیخ نیز که مریدى را به ارشاد قومى
- صدر آيه ١١٠، از سوره ١٨: الكهف: «بگو: من فقط بشرى هستم همانند شما!»
- قسمتى از آيه ١٧، از سوره ٨: الانفال: «و تو تير پرتاب نكردى زمانى كه پرتاب كردى، و ليكن خداوند پرتاب كرد!»
