اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

256
  •  و اگر کسى از ایشان ایمان آرد رستگار شود؛ و از دوزخ خلاص یابد.

  •  دوّم‌: مرتبه قلب است؛ و اهل این مقام از آن مرتبه ترقّى کرده باشند و عقول ایشان صافى گشته، و بدان رسیده که به آیات حقّ استدلال کنند و به تفکر در آیات که افعال و تصرّفات الهى‌اند در مظاهر آفاق و انفس، به معرفت صفات و اسماء حقّ رسند؛ چه افعال، آثار صفات‌اند و صفات و اسماء، مصادر افعال.

  •  پس علم و قدرت و حکمت حقّ، به چشم عقل مصفَّى از شوب هوا ببینند، و سمع و بصر و کلام حقّ، در عین انفس انسانى و آفاق این جهانى باز یابند، و به قرآن و حقیقت آن معترف شوند؛ ﴿حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُ‌﴾.

  •  و این طائفه اهل برهان باشند، و در استدلال ایشان غلط محال بود؛ و چون به نور قدس و اتّصال به حضرت احدیت که محلّ تکثّر اسماست، عقول ایشان چنان منوّر شود که بصیرت گردد، و به تجلّیات اسما و صفات الهى بینا شود، و صفات ایشان در صفات حقّ محو گردد؛ آنچه طائفه اولى دانند این طائفه ببینند. این هر دو قسم را نفس ناطقه به نور قلب مُزکى شود؛ و لیکن طائفه ذو العقول متخلِّق به اخلاق الهى باشند، و ذو البصیرت متحقّق به آن. پس بدخلقى از ایشان محال باشد، و همه را در مراتب خود معذور باید داشت. و نرجوا أن تکون منهم‌.

  •  سوّم‌: مرتبه روح بود؛ و اهل این مقام از مرتبه تجلّى صفات گذشته، به مرتبه مشاهده رسیده باشند؛ و شهود جمع احدیت یافته، و از خفىّ نیز در گذشته، و از حجب تجلّیات اسماء و صفات و کثرت تعینات رسته، و در حضرت احدیت حال ایشان: ﴿أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ شَهِيدٌ﴾.