
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
254تحقیق و تدقیق و موشکافان ارباب توحید و عرفان حضرت احدیت عزّ شأنهُ و تعالى عظمتُه قرار ندهیم:
مکتوب عبد الرّزّاق کاشى به علاء الدّولة سمنانى در وحدت وجود
«مکتوب عبد الرّزّاق کاشى به علاء الدّوله:
: امداد تأیید و توفیق و انوار توحید و تحقیق از حضرت احدیت، به ظاهر اظهر و باطن انور مولانا أعظم شیخ الإسلام، حافظ أوضاع الشّرع، قدوة أرباب الطّریقة، مُقیم سر اوقات الجلال، مقوِّم أستار الجمال، علاء الحقِّ و الدّین، غوث الإسلام و المسلمین متوالى باد؛ و درجات ترقّى در مدارج تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَهِ متعالى باد.
بعد از تقدیم مراسم دعا و اخلاص، مىنماید که: این درویش هرگز نام خدمتش1 بىتعظیم تامّ نبرده باشد؛ لیکن چون کتاب «عروة» مطالعه کردم، چند بحث در آنجا مطابق معتقد خویش نیافتم.
بعد از آن، در راه امیر اقبال مىگفت که: خدمت شیخ علاء الدّوله طریقه محیى الدّین العربى را در توحید نمىپسندند.
دعاگو گفت: از مشایخ هر که را دیدم و شنیدم، بر این معنى بودهاند. و آنچه در «عروة» یافتم نه بر این طریقه است. مبالغه نمودند که چیزى بنویس در این باب!
گفتم: شاید که موافق خدمتش نیفتد و رنجش نمایند.
اکنون نمودند که به مجرّد نقل این سخن رنجش قوى مىنماید، و تشنیع و تخطئه به تکفیر مىرساند. از روى درویشى غریب یافت مرا، هرگز صحبتى با ایشان نیفتاده، و به مجرّد خبر کى تکفیر کردن لایق نیست! یقین دانند که آنچه
- كلمه «خدمت» از صده هشتم هجرى، به معناى «حضرت» و «جناب» استعمال مىشده است.
