اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

249
  • آلِهَةٌ إِلَّا اللَهُ لَفَسَدَتا﴾1 قرار مى‌دهد. و آیه دوّم را تعمیم مى‌دهد در مورد نفى الوهیت آلهه غیر از خدا بذاتها، و نفى الوهیت آلهه از ناحیه اذن و اجازه خداوند در شفاعتشان.

  •  و بر این استدلال دو اشکال وارد مى‌باشد:

  •  اوّلًا: اطلاق گفتار خداوند: ﴿الْقَهَّارُ﴾ را بدون جهت تقییدى مقید کرده است. چون اللَه سبحانه همان‌طور که جلو تأثیر اسباب را مى‌گیرد، همین‌طور با قاهریت خود نسبت به جمیع اشیاء در ذاتش و در صفتش و در آثارش، همه را مقهور خویشتن مى‌نماید؛ و بنابراین براى وى در وجود فرض ثانى نمى‌توان نمود. بنابراین وى دوّمى ندارد؛ نه در وجودش و نه در استقلال در تأثیرش. و با وحدت قاهره او بطور اطلاق، امکان فرض شى‌ء مستقلّ، چه در وجودش و چه در امرى که مستقلّ باشد از امرش، نخواهد بود.

  •  و الهى که در برابر او فرض شده است یا در ذات خودش و آثار ذاتش هر دو از او استقلال دارد، و یا اینکه فقط در آثار ذات خود از او استقلال دارد نه در اصل ذات؛ و به‌طورى‌که روشن شد هر دو امر از محالات است.

  •  و ثانیاً: در این استدلال تعمیم است براى خصوص آیه دوّم بدون جهت معمِّمى. زیرا آیه ـ همان‌طور که دانستى ـ منوط مى‌کند بودن آلهه را، به اذن خدا و به حکم او؛ به‌طورى‌که قول خدا: ﴿ما أَنْزَلَ اللَهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ‌﴾ ـ تا آخر، بر آن شاهد است.

  •  و از واضحاتست که این نوع الوهیت منوط به اذن و حکم خداى تعالى، الوهیت شفاعت است نه الوهیت ذاتیه؛ یعنى الوهیت بالغیر، نه اعمّ از الوهیت‌

    1. صدر آيه ٢٢، از سوره ٢١: الانبياء: «اگر در آسمان و زمين آلهه‌اى جز خدا بودند، هرآينه آن دو تا فاسد مى‌گشتند.»