اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

248
  • نمى‌کند و علم به غیر او رضایت نمى‌دهد، بر آن استوار است ـ انتهى.

  •  و شاید آنچه که وى را بدین طرز از استدلال کشانیده است، لفظ ﴿خَيْرٌ﴾ باشد که در آیه اوّل آمده است و از آن استظهار خطابه کرده است.

  •  و لیکن از این دقیقه غافل مانده است که قید ﴿الْواحِدُ الْقَهَّارُ﴾، بنا بر تقریرى که در مفاد و محتواى آن گردید، متضمّن برهان است. و آنچه را که بیضاوى در معنى آیه دوّم ذکر کرده است، مدلول مجموع دو آیه مى‌باشد؛ نه تنها آیه دوّم.

  •  و چه بسا مدلول این دو آیه را دو برهان بر توحید گرفته‌اند، امّا بر وجهى دیگر.

  •  ملخّصش آنست که: خداوند واحد که به قدرتش اسباب متفرّقه را که در عالم تکوین کار مى‌کنند، با قهّاریت خود منکوب مى‌نماید، و آنها را با تلائم آثار متفرّقه و متنوّعه‌شان بعضى را با بعضى چنان سوق مى‌دهد تا از آن، نظام واحد غیر متناقض الاطراف و الجوانب پدید مى‌آورد به‌طورى‌که در این نظام، وحدت و توافق اسباب مشهود مى‌باشد؛ آن مورد گزینش و انتخاب است از اربابان متفرّق که از ناحیه شان به جهت تفرّق و تضادّى که با هم دارند، نظامهاى گوناگون و تدابیر متضادّه ترشّح مى‌کند که به انفصام وحدت نظام کونى و انفصال و فساد تدبیر واحد عمومى منجرّ خواهد گشت.

  •  از این گذشته، آلهه‌اى را که جز خدا مى‌پرستند اسمائى بیشتر نیستند و دلیلى بر وجود مسمّیاتشان با تسمیه در خارج نمى‌باشد؛ نه بر این مدَّعى دلیلى عقلى داریم و نه نقلى.

  •  زیرا عقل دلالت نمى‌کند مگر بر توحید، و پیغمبران هم از ناحیه وحى امر ننموده‌اند مگر به آنکه خداى واحد مورد عبادت واقع گردد ـ انتهى.

  •  و این تقریر ـ به‌طورى‌که مى‌نگرى ـ آیه اوّل را در معنى آیه: ﴿لَوْ كانَ فِيهِما