اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

243
  • در قبالش فرض گردد مگر آنکه آن ذات موجود است به وى نه بنفسها؛ و گرنه باطل مى‌گشت. تمام این براهین به جهت آن مى‌باشد که او بحت است. غیر محدود است به حدّ، و به نهایتى و غایتى انتها نمى‌پذیرد.

  •  بنابراین گونه کلام، خداوند حجّت را بر خصم تمام کرد در این سؤال که اربابان را به صفت تفرقه توصیف کرد، و خودش را به‌ واحد قهّار. زیرا ذات متعالیه او واحد است و قهّار است؛ یعنى تفرقه را در هم مى‌شکند و باطل مى‌سازد ـ هر قسم تفرقه‌اى که فرض شود ـ در میان ذات و صفات. پس ذات عین صفات مى‌باشد، و بعضى از صفات عین بعض دیگرند. کسى که ذات را بپرستد، ذات و صفات را پرستیده است. و کسى که بپرستد علمش را، ذاتش را پرستیده است. و اگر علمش را بپرستد و ذاتش را نپرستد، نه علمش را پرستیده است و نه ذاتش را، و بر همین قیاس.

  •  حال چون در مقام تردید در عبادت، میان ارباب متفرّق و میان اللَه واحد قهّار تعالى و تقدّس امر دائر گردد، متعین مى‌شود عبادت خداوند نه عبادت آنان؛ چرا که امکان‌پذیر نیست فرض ارباب متفرّق، و نه فرض تفرقه در عبادت.

  •  آرى، در اینجا یک چیز باقیمانده است که باید بدان اشاره گردد و آن چیزى مى‌باشد که عامّه وثنیه بدان اعتماد مى‌کنند؛ از اینکه خداوند سبحانه در ذات خویشتن اجلّ و ارفع است از آنکه عقلهاى ما بدان احاطه نماید و یا فهمهاى ما بدان راه یابد. بنابراین براى ما امکان ندارد که در عبادتش به سوى او متوجّه شویم، و براى ما گنجایش آن نمى‌باشد که با عبودیت و خضوع براى وى بدو تقرّب جوئیم.

  •  آنچه در حیطه ظرفیت ما مى‌باشد آنست که با عبادت به سوى بعضى از مخلوقات شریفه‌اش که در تدبیر امور نظام عالم مؤثّرند، تقرّب پیدا کنیم تا آنان‌