
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
2391
- --> أعراف، آيه ٨٧) و قوله: ﴿وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ﴾. (سوره أنعام، آيه ٥٧) و قوله: ﴿وَ هُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ.﴾ (سوره آل عمران، آيه ١٥٠) و قوله: ﴿وَ اللَهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ﴾ (سوره آل عمران، آيه ٥٤) و قوله: ﴿وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ.﴾ (سوره أعراف، آيه ٨٩) و قوله: ﴿وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرِينَ﴾. (سوره أعراف، آيه ١٥٥) و قوله: ﴿وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ﴾. (سوره انبياء، آيه ٨٩) و قوله: ﴿وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ﴾. (سوره مؤمنون، آيه ٢٩) و قوله: ﴿وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ﴾. (سوره مؤمنون، آيه ١٠٩).
و شايد سبب و وجه آن در جميع اين موارد آن بوده باشد كه در مادّه خير معنى انتخاب اعتبار گرديده است. لهذا بطور اسم بر خداى تعالى اطلاق نشده است، به جهت حفظ و صيانت ساحت قدسش از آنكه به غيرش به نحو اطلاق قياس شود، با آنكه مىدانيم تمام وجوه در برابرش خاضع و خاشعاند. و امّا نامگذارى به نحو اضافه و نسبت، و همچنان توصيف در مواردى كه اقتضاى آن كند، محذورى در آن نيست.
و آن جمله، يعنى قوله تعالى: ﴿بِيَدِكَ الْخَيْرُ﴾، دلالت دارد بر حصر كردن خير در خداوند متعال بواسطه الف و لام كلمه خير، و بواسطه مقدّم داشتن ظرف كه خبر مىباشد. لهذا معنى آن اينطور مىشود: امر تمام خيرهاى مطلوب، به سوى تست، و تو مىباشى كه عطاكننده و افاضهدهنده خير هستى.»
تمام شد تا اينجا آنچه را كه از كلام حضرت استاد أرواحنا فداه بنا داشتيم در اينجا نقل كنيم. و الحقّ بحثى علمى و مستند بود و براى افراد مفسّر قرآن فهم اينگونه دقائق ضرورت دارد.
استاد عربيّت على الإطلاق: جار اللَه شيخ محمود زمخشرى در كتاب «أساس البلاغة» در مادّه خير چنين آورده است: «خ ى ر ـ كان ذلك خِيَرَةً من اللَه، و رسولُ اللَه خِيَرَتُه من خَلْقِه. و اخترتُ الشّىءَ و تَخيَّرتُه و اسْتَخَرْتُه و استخرْتُ اللَهَ فى ذلك فَخار لى، أى طَلبتُ منه خيرَ الامرينِ فاختارَه لى. قال أبو زبيد:
نِعْم الْكِرامُ على ما كان مِن خُلُقٍ *** رَهطُ امْرئ خارَه لِلدّين مختارُ
و يُقال: أنتَ عَلى المُتَخَيَّرِ، أى تَخيَّرْ ما شِئتَ، و لستَ على المُتَخيَّرِ. قال الفَرزدَق:
فَلو كان حَرّىُّ بنُ ضَمْرَة فيَكمو *** لَقال لكم لَستم على المُتَخيَّرِ
و هو مِن أهل الخَير و الخيرِ و هو الكَرَم. و هو كريم الخير و الخِيم و هو الطَّبيعة. و ما أخْيرَ فلاناً. و هو رجلٌ خَيرٌ، و هو من خيار النّاس و أخيارهم و أخايرهم. و خَيّره بَين الأمرين فتخيَّر. و خَايره فى الخَطِّ مخايرةً، و تَخايروا فى الخَطِّ و غيره إلى حَكَم. و خايرتُه فَخُرْتُهُ، أى كنتُ خيراً منه.»
- --> أعراف، آيه ٨٧) و قوله: ﴿وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ﴾. (سوره أنعام، آيه ٥٧) و قوله: ﴿وَ هُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ.﴾ (سوره آل عمران، آيه ١٥٠) و قوله: ﴿وَ اللَهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ﴾ (سوره آل عمران، آيه ٥٤) و قوله: ﴿وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ.﴾ (سوره أعراف، آيه ٨٩) و قوله: ﴿وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرِينَ﴾. (سوره أعراف، آيه ١٥٥) و قوله: ﴿وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ﴾. (سوره انبياء، آيه ٨٩) و قوله: ﴿وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ﴾. (سوره مؤمنون، آيه ٢٩) و قوله: ﴿وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ﴾. (سوره مؤمنون، آيه ١٠٩).
