
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
236است. نیست حکم مگر از خداوند. امر کرده است که شما پرستش منمائید مگر ذات اقدس او را! اینست دین و آئین استوار و با اساس؛ و لیکن اکثریت مردم نمىدانند.»
تفسیر علامه (قدّه) در آیه:﴿أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ﴾
حضرت استادنا العلّامه برَّد اللَهُ مَضجعَه در تفسیر این دو آیه چنین آوردهاند:
«قوله تعالى: ﴿يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ﴾.
لفظ خَیر بر حسب وزن، صفت است از کلامشان که گفتهاند: خارَ یخیرُ خِیرَةً: إذا انْتَخبَ و اختارَ أحدَ شَیئَینِ یتَردَّدُ بَینهُما، مِن حَیثُ الفعلِ أو مِن حیثُ الاخذِ بِوَجهٍ.
«یعنى انتخاب کرد و اختیار نمود یکى از دو چیز را، که از جهت انجام دادن و یا از جهت گرفتن به وجهى از وجوه، تردید داشت.»
بنابراین، خیر از آن دو تا، آنست که از جهت مطلوبیت بر دیگرى فضیلت دارد و لهذا متعین مىباشد که باید آن را گرفت. خَیر الفِعلَین آن مطلوبى مىباشد از آن دو که متعین است بدان قیام نمود، و خیر الشَّیئَین آن مطلوبى مىباشد از آن دو که باید بدان اخذ کرد.
مانند خیر المالَین از جهت تمتّع به آن، و خیر الدّارین از جهت سکناى آن، و خیر الإنسانَین از جهت مصاحبت با وى، و خیر الرّأیین از جهت اخذ به آن، و خیر الإلهین از جهت عبادت وى.
و از اینجاست که اهل ادب ذکر کردهاند که خیر در اصل أخْیر أفعل تفضیل بوده است. و لیکن در حقیقت آن صفت مشبّهه مىباشد که بر حسب معنى مادّه، افاده أفعل تفضیل را از مادّه فضل در قیاس و قاعده مىدهد.1
- آنچه در بسيارى از كتب ديده مىشود، كه لفظ خَيْر در اصل أخيَر بوده است-->
