اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

230
  • مفصّل در اینجا براى اثبات این مرام دارد؛ و از جمله مى‌گوید: «شاید کلام شیخ عطّار در «منطق الطّیر» اشاره بدین مهمّ باشد:

  • هم ز جمله پیش هم پیش از همه‌***جمله از خود دیده و خویش از همه‌
  • صرف الوجود، نفى هر گونه غیریت از غیر خود مى‌کند

  •  و سید محقّق داماد (أعلى اللَه مقامه) در «تقدیسات» آورده است:

  • وَ هُوَ کلُّ الْوُجودِ، وَ کلُّهُ الْوُجودُ، وَ کلُّ الْبَهاءِ وَ الْکمالِ، وَ کلُّهُ الْبَهاءُ وَ الْکمالُ. وَ ما سِواهُ عَلَى الإطْلاقِ لَمَعاتُ نورِهِ، وَ رَشَحاتُ وُجودِهِ، وَ ظِلالُ ذاتِهِ‌.

  • وَ إذْ کلُّ هُویةٍ مِنْ نُورِ هُویتِهِ فَهُوَ الْهُوَ الْحَقُّ الْمُطْلَقُ، وَ لا هُوَ عَلَى الإطْلاقِ إلّا هُوَ1

  •  «و اوست همگى وجود، و همگى او وجود است. و اوست همگى بهاء (منظر نیکوى با طراوت و جلال) و کمال، و همگى او بهاء و کمال است. و ما سواى وى بطور اطلاق لمعانهاى نور او، و ترشّح‌هاى وجود او، و سایه‌هاى ذات او مى‌باشند.

  •  و از آن سبب که هر هویتى از نور هویت اوست، پس اوست او؛ حقّ مطلق. و هیچ هویتى بطور اطلاق غیر از هویت او نیست.»

  •  بارى، بر همین اساس است که محیى الدّین عربى مى‌گوید: سُبْحانَ الَّذى أظْهَرَ الأشْیاءَ وَ هُوَ عَینُها.

    1. «أسفار أربعه» ج ٦، ص ١١١؛ و راجع به ذكر «لا هُوَ إلّا هُوَ» اين مطلب را در «منظومه» از محقّق داماد نقل مى‌كند كه شايسته ملاحظه است؛ در ص ١٦٧، از طبع ناصرى گويد:
      و هذا إشارةٌ إلى مسألةِ الكَثرةِ فى الوَحدةِ، وَ أنّ الوجودَ البسيطَ كلُّ الوجوداتِ بنحوٍ أعلَى. كما قالَ أرِسطاطاليسُ، و أحياهُ و برْهَنَ عليه صدرُ الحكماءِ المتألّهين (س). و قالَ السّيّدُ الدّامادُ (س) فى التَّقديساتِ: و هو كلُّ الوجودِ، و كلُّهُ الوجودُ ـ تا آخر آنچه را كه در متن از وى حكايت نموديم.