
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
220و این معنى از وحدت، همان چیزى است که تثلیث نصارى بدان دفع مىشود. زیرا ایشان موحّد هستند در عین تثلیث؛ و لیکن آن وحدتى را که به آن اذعان دارند وحدت عددیه مىباشد که از ناحیه دگر با کثرت منافات ندارد. آنان مىگویند: اقانیم (اب، ابن، روح) (ذات، علم، حیات) سه تا هستند درحالىکه واحد مىباشند؛ مثل انسان زنده عالم. به جهت آنکه او چیز واحدى است چون انسان زنده عالم است، و در عین حال سه تا مىباشد چون انسان و حیات و علم است.
و لیکن تعلیم قرآنى این را نفى مىکند؛ زیرا از انواع وحدت، وحدتى را براى خداوند اثبات مىنماید که با وجود آن، فرض هر گونه کثرت و تمایزى درست در نمىآید نه در ذات و نه در صفات. و هر چه در این باب فرض گردد عین آخر مىباشد، چون حدّ ندارد.
پس ذات خداى تعالى عین صفات اوست. و هر صفتى که براى وى فرض شود عین صفت دگر است؛ ﴿تَعالَى اللَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ﴾.1 و سُبْحانَهُ عَمَّا يَصِفُونَ.2
«بلند مقام است خداوند از آنچه را که با وى شریک مىآورند. و مقدّس و منزّه است از آنچه که او را توصیف مىکنند».
آیات قرآن، صفت قهّار را به دنبال وحدت بالصّرافه ذکر مىکند
و بدین لحاظ مىباشد که تو مىبینى آیاتى که خداوند را به صفت قهّاریت توصیف مىنمایند، در ابتدا به صفت وحدت توصیف مىکنند سپس
- ذيل آيه ٦٣، از سوره ٢٧: النّمل
- اقتباس استاد است از آيات. زيرا در آيه ١٠٠، از سوره ٦: الانعام: ﴿سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ﴾ است. و در آيه ٩١، از سوره ٢٣: المؤمنون، و نيز در آيه ١٥٩، از سوره ٣٧: الصّافّات: ﴿سُبْحانَ اللَهِ عَمَّا يَصِفُونَ﴾ وارد مىباشد.
